است . و بر همين قياس مىتوان به ساير مطالب و واقعيّتها دست يافت ، چنانچه در صفحات گذشته مطرح گرديد .
سؤال از مرحوم انصارى از نحوهء ادراك الطاف الهى بر قلب سالك
در سال يكهزار و سيصد و نود و دو هجرى قمرى كه به اتّفاق مرحوم والد قدّس سرّه و اخوى پس از سفر حجّ و زيارت بيت الله الحرام كه به عراق و عتبات عاليات مشرّف شديم ، در منزل حضرت آقاى حدّاد رضوان الله عليه مستقرّ شديم . روزى شنيديم كه مرحوم آية الله آقاى حاج سيّد عبدالحسين دستغيب شيرازى نيز به عتبات مشرّف و در كربلا سكونت دارند ؛ و ظاهراً اين تشرّف پس از ارتحال فرزند ايشان بود ، و ايشان بواسطهء شدّت تألّم روحى كه بر اهل بيتشان بواسطه اين حادثه پيش آمده بود به اتّفاق به زيارت عتبات مشرّف شدند . مرحوم حدّاد فرمودند : خوب است جهت تسليت به ايشان ملاقاتى داشته باشيم ؛ و لذا به اتّفاق به منزل مرحوم دستغيب رفتيم .
ايشان در ضمن صحبت فرمودند : روزى در محضر عارف و اصل حضرت آية الله انصارى همدانى در همدان بوديم . صحبت و بحث از كيفيّت عنايات و الطاف الهى بود كه بر سالك و مؤمن نازل مىكند . من عرض كردم : آقا چطور انسان از اين عنايت و لطف مىتواند آگاه شود و خصوصيّات آن را ادراك كند ؟ ايشان پاسخى ندادند و مجلس به سكوت گذشت ، تا اينكه وقت نماز ظهر شد ؛ و پس از اذان ايشان جلو ايستادند و ما همگى به ايشان اقتداء كرديم . نماز عجيبى بود و حال عجيبى هم بر ايشان و هم بر ساير افراد غلبه كرده بود ، بطوريكه كسى نمىخواست هيچگاه نماز به پايان برسد .
پس از اتمام نماز و تسبيحات حضرت زهراء سلام الله عليها ايشان رو كردند به من و فرمودند : آقاجان حالا الطاف الهى را فهميدى و مشاهده كردى ؟ عرض كردم : خوب فهميدم و متوجّه شدم ! رحمة الله عليهم رحمةً واسعةً .
و در صورتى كه مسأله براى انسان روشن شود ديگر نيازى نيست كه