تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
نفس او اطّلاع دارد كسى نمىتواند پى ببرد ، و لذا بجاى ترقّى و كمال به حضيض انانيّت و هبوط در مىآورد . مرحوم والد رضوان الله عليه مىفرمودند :

داستان مكاشفه شيخ محمّد بهارى و متنبّه شدن او توسّط استاد

يكى از شاگردان سلوكى و عرفانى عارف كبير و اخلاقى عظيم آية الله العظمى و حجّته الأكبر مرحوم آخوند ملّا حسينقلى درجزينى همدانى ، مرحوم عارف كامل و سالك و اصل حضرت آية الله شيخ محمّد بهارى همدانى رضوان الله عليهمامىباشد . ايشان كه از زمرهء معروفترين تلامذه مرحوم آخوند بودند طىّ ساليان متمادى از فيض تربيت و تهذيب آن مرد بزرگ مستفيض و بهره‌مند بودند . روزى در حالتى خاصّ مسأله‌اى براى ايشان كشف مىشود و با قلب خود مشاهده مىكنند كه خداى متعال ايشان را واسطه و وسيله همهء فيوضات خود بر خلق قرار داده است ، و از ناحيه نفس ايشان است كه بركات و ارزاق و عنايات ( چه ظاهريّه و چه معنويّه ) بر مخلوقات افاضه مىشود ؛ و خلاصه خداوند ايشان را مجراى فيض و مجلاى تقديرات و ارادهء خود نموده است ، و از جمله تمام عنايات و الطافى كه از ناحيه پروردگار به خود استاد ايشان مرحوم آخوند نازل مىشود از دريچه نفس او مىباشد ، و اگر او نباشد چيزى نصيب استادش نخواهد شد ! ايشان پس از بروز اين حالت قدرى تأمّل مىكند و هر چه با خود فكر مىكند كه آيا ممكن است مسأله غير از اين باشد مىبيند خير ، مطلب همين است و بس ! و لذا با خود مىگويد : ديگر چه لزومى دارد كه به خدمت استاد برسم و از او كسب فيض كنم ؟ اينك اين منم كه واسطهء فيض حقّ هستم ، و هر چه استاد مىداند از دريچه نفس من مىداند ، و اگر من لطف و عنايتم را از او سلب كنم هيچ چيز براى او باقى نمىماند و دستش از همه چيز خالى و تهى خواهد شد .