تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
داخل منزل راهنمائى مىكنند . و سپس به او مىفرمايند : آقا شيخ محمّد ! اگر من آن كار را با تو نمىكردم هلاكت و نيستى تو حتمى بود و در وادى فرعونيّت و انانيّت محو و نابود مىشدى !
عاشقم بر قهر و بر لطفش به جدّ * بوالعجب من عاشق اين هر دو ضدّ [ 1 ]
البتّه اين مسأله به قبول و پذيرش خود افراد بستگى دارد ، و چه بسا شاگردانى كه بر خلاف مرحوم حاج شيخ محمّد بهارى از قبول اين تربيت سر باز مىزنند و تمرّد مىكنند و نمىگذارند و نمىخواهند كه شيوه و سلوك تربيتى استاد در آنها تأثير گذارد و آنان را متوجّه خطا و لغزششان بنمايد ؛ كه در اين صورت در باتلاقهاى مهلك انانيّت و سركش نفس به قعر لجن‌زار تفرعن و ظلمت فرو خواهند رفت . اين حقير در طول ساليان متمادى حيات خود با حضرت والد رضوان الله عليه و تجربهء سلوكى و تربيتى ايشان از يك طرف ، و مطالعه و غور در تراجم و احوال اولياى الهى و عرفاى ربّانى در كتب مدوّنه و غيره از طرف ديگر مىتوانم مدّعى شوم كه كسى را تا به حال همانند مرحوم والد قدّس سرّه در خبرويّت و تخصّص اين مسأله حياتى نيافته‌ام ؛ و حذاقت و مهارت ايشان را در انجام اين امر مهمّ بسيار قابل تأمّل و دقّت مىدانم . ايشان در مسأله كوبيدن و اعدام و فروپاشيدن انانيّت‌ها و شوائب نفسانى سالك يد بيضاء نشان مىداد ؛ و هيچ روزنه‌اى از روزنه‌هاى نفس شاگرد نبود الّا آنكه به خوبى از كم‌ّو كيف آن مطّلع بوده ، و مطابق با مصلحت و اقتضاى مبرم خود به معالجه و مداواى آن مىپرداخت . و البتّه بودند افرادى كه از پذيرش اين سيره و اين تربيت استنكاف مىنمودند و سر باز مىزدند و بالأخره موجبات
هامش
[ 1 ] - مثنوى مولوى ، دفتر اوّل ، طبع سبحانى ، ص 67