مدار نقطهء بينش ز خال تست مرا * كه قدر گوهر يك دانه جوهرى داند
به قدّ و چهره هر آن كس كه شاه خوبان شد * جهان بگيرد اگر دادگسترى داند
ز شعر دلكش حافظ كسى بود آگاه * كه لطف طبع و سخن گفتن دَرى داند [ 1 ] و [ 2 ]
تمام شد گفتار مرحوم والد رضوانالله عليه در كتاب « الله شناسى » جلد سوّم . اين حقير راقم سطور را در اين جا مواردى از تذكّر است كه تِلواً معروض مىشود :
مرحوم حكيم كلام عرفا را حمل بر خلاف ظاهر نموده است
اوّل اينكه : مطلب مرحوم آيةالله حكيم كه فرموده بودند : « در صورت حمل بر صحّت و عدم حمل كلام بعض صوفيّه بر معانى و مفاهيم ظاهرى آن ، نمىتوان حكم به نجاست آنان نمود » دلالت دارد بر حكم و فتواى به نجاست قائلين به وحدت وجود و موجود با اعتقاد به كثرت اعتباريّه آنها چنانچه مذكور گرديد . حال سخن در اين است كه ايشان به چه توجيه منطقى و عرفى كلام اين قوم را حمل بر خلاف ظاهر و مخالف مدلول لفظى و مفهوم واقعى آن نمودهاند ؟ اگر يك فرد بر اساس برهان و دليل عقلى و انكشاف حقائق عالم توحيد با إشراق باطنى و إفاضهء قدسى چنانچه خود آن فرد مدّعى آنست جزماً و بتّاً و قطعاً و بدون هيچ ترديد و تشكيك حكم به وحدت وجود و موجود نمايد ، آن وقت چگونه ممكن است كلام او را حمل بر خلاف معتقد و نظريّهء قطعيّه و بدون تطرّق احتمال او بنمائيم ؟ و آيا اين توجيه بما لا يرضى صاحبه نيست ؟ به چه حقّى ما مىتوانيم به خود اجازه دهيم كه كلام و اعتقاد و نظريّه علمى و شهودى
هامش
[ 1 ] ديوان خواجه حافظ شيرازى ، طبع محمّد قزوينى و دكتر قاسم غنّى ، ص 120
[ 2 ] الله شناسى ، ج 3 ، از صفحه 219 الى 230