ثقل و تبعات موبقهء افتاء بر نجاست اين افراد رها گردانيده و خيال خود را راحت كرده است ؛ و از اين نقطه نظر مستوجب سپاس و تشكّر است ، به عكس آن دسته از افراد كه در يك چنين وضعيّتى با نهايت جرأت و جسارت حكم به تكفير و تفسيق و نجاست داده ، ابداً باكى از عواقب و تبعات آن به خود راه نمىدهند .
سوّم : نظر حقير در مسأله توحيد همان است كه مرحوم والد رضوان الله عليه مفصّلًا و مبيّناً روشن و آشكار ساختند ، كه عبارت است از : وحدت وجود و موجود و كثرت اعتباريّه اعيان خارجيّه و ممكنات مخلوقه در عالم وجود ؛ و از اين جهت با فرمايش و نظر مرحوم صدرالمتألّهين در تعارض و تقابل مىباشد . چنانچه از فرمايشات و بيانات مرحوم آية الحقّ و العرفان حضرت آقا سيّد احمد كربلائى قدّس الله سرّه العزيز اين مطلب به خوبى استفاده مىشود . حال هر كه مىخواهد حكم به تكفير و نجاست ما كند ، بسم الله ! بقول خواجه شيراز :
ما چو داديم دل و ديده به طوفان بلا * گو بيا سيل غم و خانه ز بنياد ببر [ 1 ]
و يا اينكه :
من نه آن رندم كه ترك شاهد و ساغر كنم * محتسب داند كه من اين كارها كمتر كنم [ 2 ]
پاسخ از دليل مرحوم شيخ محمد على كاظمى جهت عدم لزوم فراگيرى علوم فلسفه و عرفان
چهارم : از مرحوم آيةالله آقا شيخ محمّد على كاظمى كه اعظم تلامذهء مرحوم نائينى بوده است و مباحث ايشان را تقرير فرموده نقل شده است كه : علّت اينكه ما مكلّف و مأمور به فراگيرى علوم الهى ، امثال فلسفه و عرفان نيستيم اينست كه : آنچه در حيطه ربط و انتساب ما با پروردگار قرار دارد همان جنبه و حيثيّت عبوديّت است ؛ و پس از احراز اين مسأله عبد بايد در مقام اطاعت و بندگى مولى و پروردگار برآيد . حال مولاى او كى است و چه خصوصيّاتى دارد
هامش
[ 1 ] - ديوان خواجه حافظ ، طبع پژمان بختيارى ، غزل 256 ، ص 113
[ 2 ] - همان مصدر ، غزل 351 ، ص 157