آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَىْءٌ يُرادُ * ما سَمِعْنا بِهذا فِى الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ * أَ أُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنا بَلْ هُمْ فى شَكٍّ مِنْ ذِكْرى بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذابِ ) [ 1 ] .
« و كافران به شگفت در آمدند كه يك نفر رسول بيم دهنده از جنس خودشان به سويشان بيايد . و كافران گفتند : اين مرد سحر كننده و بسيار دروغگو مىباشد ( دروغ ساز است ) .
آيا او خدايان كثيره و متعدّدهء ما را يك خدا كرده است ؟ اين مسأله از چيزهائى است كه زياده از حدّ موجب تعجّب مىباشد .
و سران مستكبر قومشان بر اين تصميم و منهاج برآمدند كه : بايد طريقه و راه و روش خودتان را ادامه دهيد و بر پرستش خدايان بسيارتان ثابت قدم و استوار باشيد . ( يا با قيام پيغمبر كه شما را به توحيد فرا مىخواند بر خدايان بسيارتان خرده مىگيرد و اين از وقايع و پيشآمدهاى زشت زمانه است ، بايد مقاومت نمائيد ! ) اين كارى است كه مورد پسند و خواست و ارادهء جميع ملّت ماست .
ما حتّى در آخرين ملّتى كه آمده است ( ملّت مسيح و مذهب نصارى ) نشنيدهايم كه مردم را به وحدت خداوند بخوانند . بنابراين دعوت محمّد جز بافتگى و دروغاندازى از نزد خودش چيز ديگرى نمىتواند بوده باشد .
آيا وحى و قرآن از ميان ما جميع مردمان فقط بسوى وى نازل گشت ؟ ! بلكه اين مردم كافر از نزول قرآن كه ذكر من است در ريب و شكّ و ترديد بسر مىبرند ؛ بلكه هنوز طعم عذاب مرا نچشيدهاند . ( تا بدانند كه نتائج قول به كثرت خدايان و تعدّد وجود و موجود و آلهه چه بلاى خانمانسوزى بر سرشان آورده است ؟ ! ) »
اين آيات و امثال اينها كه در قرآن مجيد بسيار است ، همه دلالت دارد كه اشكال مشركين و كافرين بر پيامبر و بر اسلام و قرآن ، مسأله توحيد بوده است و بس .
آيا اشكال درس خواندهها و عالمانى كه به وحدت وجودىها مىتازند و
هامش
[ 1 ] - سورهء ص ( 38 ) آيات 4 تا 8