خود ماست در آن ظهورات ، و قواى ظاهريّه ما مثل ديدن و شنيدن ما نيز خود ماست در اين ظهورات . تعدّد در قواى ما كه موجب عزلت گردد غلط است . وحدت است كه در مظاهر و مجالى خود ظهور و تجلّى كرده است ؛ همچنين است اين امر راجع به حضرت سبحان ، خود اوست نه غير او كه در اين آيهها و آئينهها و مظاهر و مجالى ظهور نموده است . تعدّدى كه مستلزم عزلت شود غلط است ؛ وحدت است در كثرت ، وحدت حقيقى در كثرت اعتبارى .
حقّ سبحانه و تعالى خالق است در مرتبه عالى ، و مخلوق است در مرتبهء دانى ؛ آمر است در مقام بالا ، مأمور است در مقام پائين ؛ راحم است در افق مبين ، مرحوم است در نشأهء أسفل السّافلين .
چقدر خوب و عالى و دلنشين فرمودهاست عارف و اصل ما :
آنِ خداى دان همه مقبول و نا قبول [ 1 ] * مِن رَحمَةٍ بَدا و إلى رَحمَةٍ يَؤُل
از رحمت آمدند و به رحمت روند خلق * اينست سرّ عشق كه حيران كند عقول
خَلقان همه به فطرت توحيد زادهاند * اين شرك عارضى بود و عارضى يزول
گويد خرد كه سرّ حقيقت نهفته دار * با عشقِ پردهدر چه كند عقل بوالفضول
يك نقطه دان حكايت ما كان و ما يكون * اين نقطه گه صعود نمايد گهى نزول
جز من كمر به عهد امانت نبست كس * گر خوانيَم ظلوم ، و گر خوانيم جهول [ 2 ]
هامش
[ 1 ] - در كتاب « عدل الهى » به همين كيفيّت مذكور است ، امّا ظاهراً « نامقبول » صحيحتر به نظر مىرسد .
[ 2 ] - كتاب عدل الهى ، طبع اوّل ، ص 260 ، و گويد : گويا مرحوم آقا محمّد رضا قمشهاى باشد . ( تعليقه )