كثرت موجود و اين مرام منسوب است به اذواق متألّهين ؛ و عكس اين مرام باطل است . و يا اينكه معتقد است به وحدت وجود و موجود در عين كثرت و تعدّد آنها ، و اين مذهب مصنّف ( صدر المتألّهين شيرازى ) و عرفاء شامخين است .
توحيد اوّل را توحيد عوام گويند ، و سوّم را توحيد خاصّ ، و دوّم را توحيد خاصّ الخاصّ ، و چهارم را توحيد أخصّ الخواصّ . »
أقولُ : حُسنُ الظنِّ بهؤلاء القائلينَ بالتَّوحِيدِ الخاصِّ و الحَملِ علَى الصِّحةِ المَأمورِ به شَرعًا ، يوجِبانِ حَملَ هذِه الأقوالِ علَى خِلافِ ظاهِرِها ؛ و إلّا فكَيفَ يَصِحّ على هذِه الأقوالِ وُجودُ الخالِق و المَخلوقِ و الآمرِ و المَأمورِ و الرّاحِم و المَرحومِ ؟ و ما تَوفيقى إلّا باللَهِ علَيهِ تَوكَّلتُ و إليه انيبُ .
« من مىگويم : حسن ظنّ به قائلين به توحيد خاصّ و حمل بر صحّت نمودن كه يك دستور شرعى است ايجاب مىكند كه ما اين اقوال را بر خلاف ظاهر آنها حمل نمائيم ؛ و در غير اين صورت چگونه بنا بر اين اقوال مىتوان وجود خالق و مخلوق را با هم تصوّر نمود ، و آمر و مأمور را در كنار هم قرار داد ، و راحم و مرحوم را فرض كرد .
و نيست توفيق من مگر به واسطه عنايت و لطف پروردگار ، بر او توكّل مىنمايم و به او إنابه و توبه مىكنم . »
راقم سطور گويد : بر افراد خبير و بصير به مسائل حكميّه روشن است كه اظهار نظر و قضاوت در مسائل فلسفيّة ( خصوصاً يك همچنين مسألهاى كه حتّى بسيارى از بزرگان حكمت و خُبراء فلسفهء الهى از ادراك كنه و حقيقت آن اظهار عجز و ناتوانى كردهاند ) احتياج به دراسات متماديه در ساليان طولانى و تحقيقات عميقهاى دارد كه معمولًا اين افراد فاقد آنها مىباشند . مسألهء وحدت وجود و موجود چيزى نيست كه به راحتى بتوان درباره او قضاوت نمود و به سرعت باد آن را ردّ كرد و قائل به او را نجس و از زمرهء مشركين و كفّار به حساب آورد ؛
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 414
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٤١٤