كلام علّامه در « الله شناسى » در مورد كلام مرحوم حكيم نسبت بقائلين بوحدت وجود
در اينجا مناسب مىبينم مطالبى را از مرحوم والد رضوانالله عليه كه در جلد سوّم كتاب ارزشمند « الله شناسى » در اين باره آوردهاند ذكر كنم ؛ كه بيان مطلب از زبان و قلم فردى كه با تمام وجودش حقيقت توحيد پروردگار را لمس كرده و ذرّه ذرّه از روح و جانش به مسأله وحدت وجود اعتراف و اذعان دارد أولى و احقّ است .
مرحوم آيةالله حاج سيّد محسن حكيم طباطبائى در تعليقهء خود بر اين فتواى مرحوم سيّد محمّد كاظم يزدى ( قدّه ) مرقوم داشتهاند : [ 1 ] ( امّا قائلين به وحدت وجود را از صوفيّه ، جماعتى ذكر نمودهاند كه از زمرهء آنانست سبزوارى در تعليقهء خود بر « اسفار » ؛ او چنين توضيح داده است :
قائلين به توحيد چهار دسته هستند : يا معتقدند به « كثرت وجود و كثرت موجود » جميعاً ، با تكلّم به كلمهء توحيد بر زبانشان و اعتقاد بدان اجمالًا ؛ و بيشترين مردم در اين مقام هستند .
و يا معتقدند به « وحدت وجود و وحدت موجود » هر دو تا ؛ و اين مذهب بعضى از صوفيّه است .
و يا معتقدند به « وحدت وجود و كثرت موجود » و اين قول منسوب است به أذواق المتألّهين ؛ و عكس اين باطل مىباشد .
و يا معتقدند به « وحدت وجود و موجود در عين كثرت آن دو » و اينست مذهب مصنّف ( ملّاصدراى شيرازى ) و عرفاى شامخين .
قسم اوّل توحيد عوامّ است ، و قسم دوّم توحيد خواصّ ، و قسم سوّم توحيد خاصّ الخاصّ ، و قسم چهارم توحيد أخصّ الخواصّ - اين بود گفتار سبزوارى در تعليقه . )
هامش
[ 1 ] - مستمسك العروة ، ج 1 ، ص 386 ، مسأله 2 : لا اشكال فى نجاسة الغلاة و الخوارج و النّواصب ؛ و أمّا المجسّمة و المجبّرة و القائلون بوحدةالوجود من الصّوفيّة إذا التزموا بأحكام الاسلام فالأقوى عدم نجاستهم .