فتوى دادن سهل است ولى عواقب آن بسيار خطرناك و حساب و كتاب آن دنيا را در پى خواهد داشت .
اين حقير با اين بضاعت مزجاة و قلّت مايه كه متجاوز از بيست و پنج سال است كه به تعلّم و تدرّس و تدريس فلسفه و حكمت الهى اشتغال دارم ، هنوز نتوانستهام اشكال جدّى و ردّى قاطع بر اين نظريّه وارد آورم ! و با وجود مَحمل موجّه و تأمّل متقَن در اين مسأله چگونه ما مىتوانيم حكم به انحراف و اعوجاج مذهب آنان داده و سپس نعوذ بالله فتوى بر نجاستشان صادر نمائيم ( درحاليكه خود آنان ادلّهاى را بر اثبات مكتب و مرام خود چه عقلًا و چه كشفاً و شهوداً ارائه مىدهند و هيچگاه در مقام بحث و استدلال ميدان را به حريف واگذار نمىكنند و از آن بدر نمىروند ) . و آيا اينست معنى رعايت احتياط ! ! باز خدا مرحوم آيةالله حكيم را رحمت كند كه زود فتوى بر نجاست آنان نداد و آنانرا مشرك و كافر نشمرد ، درحاليكه بعضى ديگر در رسالههاى عمليّه خود صريحاً فتوى بر نجاست قائلين به وحدت وجود دادهاند ! و اگر اين چنين است پس بدانند كه خود حقير و راقم سطور نيز از معتقدين بسيار متعصّب و شديد بر وحدت وجود مىباشد و اين مذهب را عين مكتب حقّ و مذهب شيعهء اثنى عشريّه و مرام و منهاج اولياى حقّ ، حضرات ائمّه معصومين صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين مىداند و به آن افتخار و مباهات مىنمايد ، و از آن با تمام وجود و امكانات خويش دفاع مىكند و به اثبات مىرساند .
اين همه خُطب « نهج البلاغه » و روايات توحيديّه از حضرات معصومين عليهمالسّلام اگر بر وحدت وجود دلالت نكند بر چه دلالت مىكند ؟ اين آيات قرآنيّه ، امثال سوره توحيد و آيات سورهء حديد و ساير آيات شريفه مگر بر غير از اين مسأله دلالت دارد ؟
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 415
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٤١٥