عمل ، وقوع در مفسده و هلاكت و إهلاك معرّفى شده است كه آن ناشى از جهالت و عدم خبرويّت و بصيرت در امور است ، و پيامد آن خسران وسرشكستگى و ندامت و إفناء نفوس و إمحاء استعدادها و امكانات و بوار و نيستى و اضمحلال جامعه است .
امّا از آنجا كه براى امام عليهالسّلام نقطهء ابهام و ترديدى وجود ندارد ، طبعاً اين آيه شامل حال او نخواهد شد ؛ زيرا يا اين طرف مسأله براى او روشن است و يا آنطرف آن ، و هر كدام هم حكم بتّى و قطعى مختصّ به خود را دارد ، ديگر تبيّن و تفحّص چه معنائى خواهد داشت ! و همينطور بالنّسبه به عارف الهى و عالم ربّانى مسأله از اين قرار مىباشد .
بدين لحاظ اصلًا احتياط در اطوار و افعال و ممشاى عرفاى بالله وجود ندارد ، و اگر انسان حالتى به نحو احتياط در آنان مشاهده نمود يا بايد حمل بر عدم اظهار واقع و حقيقت امر نمود ( به لحاظ مصلحتى و عنايتى ) و يا بايد حمل بر جنبهء تربيتى و ارشاد اطرافيان شود . و هر دوى اين مسأله بسيار بسيار در روش و منهج اولياى الهى به چشم مىخورد ، و خود اين حقير راقم سطور در اين باره حكايتها دارم و مطالبى كه در صورت توفيق و به حول پروردگار در جاى خود ذكر خواهم نمود .
احتياط در ديگر مكاتب ناشى از عدم وصول به حكم واقعى است
و امّا احتياطى كه ساير افراد به آن مبتلا مىباشند ناشى از عدم ادراك حكم شرعى و احراز حاقّ واقع و لبّ مسأله است ، و در واقع با اين احتياط آشكارا اعتراف به عجز از وصول به احكام و لنگى در حركت به سوى تكاليف واقعيّه را مىكنند . چنانچه بارها مرحوم والد رضوانالله عليه مىفرمودند : هر كه را ديديد كه احتياطش در فتوى بيشتر بود بدانيد كه دستش از وصول به حكم الله كوتاهتر است . مجتهد نبايد مردم را سردرگم كند و در شكّ و ترديد حكم الهى نگهدارد ؛ و اگر نمىتواند نبايد خود را در معرض افتاء و مرجعيّت درآورد و مردم را به
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 405
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٤٠٥