احتياط در مكتب اولياى الهى به علّت عدم بصيرت مكلّفين به حقيقت و باطن امر است
از اينجا روشن مىشود كه بين احتياط و توقّف در عرفاى بالله و علماء ربّانى و بين احتياط ساير افراد تفاوت ما بين المشرق و المغرب است . احتياط در مكتب اولياى الهى ناشى از انكشاف حقيقت امر و وضوح مسأله است ، نه ناشى از جهالت و عدم وصول به حكم . احتياط در منهج اولياء حقّ به جهت حسّاسيّت و ظرافت و احتمال هلاكت موبقه است ، و اين خود از ظهور حقيقت امر در اين موارد نشأت مىگيرد ؛ و اين احتياط خود عين علم و ادراك و وصول به حاقّ واقع و حقيقت امر است و عين يقين به كُنه مسأله مىباشد .
بناءً عليهذا اگر ما حتّى در اين موارد مشاهده مىكنيم كه از ناحيه ولىّ خدا دستور بر احتياط آمده است ، اين نه به جهت اجمال و ابهام مسأله در نزد او مىباشد ، بلكه به جهت جهالت و نادانى و عدم بصيرت ما است كه بدين صورت ما را از وقوع در هلاكت و عقاب اخروى و تبعات مُفسده دنيوى حفظ مىكنند ؛ و الّا آنها كه نياز به احتياط ندارند و نياز به وقوف ندارند و نياز به تثبّت ندارند ، و فحص و تأمّل و تبيّن در حيطهء ادراكات آنها جائى ندارد ؛ چنانچه آيه شريفه مىفرمايد : ( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ ) [ 1 ] .
« اى گروه مؤمنان ! اگر فاسقى خبرى را نزد شما آورد فوراً نپذيريد ، بلكه ابتداءً در صحّت و سقم آن تحقيق كنيد و سپس اقدام نمائيد ؛ زيرا اگر چنين نكنيد ممكن است از روى نادانى و ضلالت اقدامى از شما سر زند كه موجب شرمسارى و ندامت گردد ( و چه بسا كه ديگر راه تدارك و ترميم و اصلاح وجود نداشته باشد ) . »
در اين آيهء شريفه جنبهء علّيّت تفحّص و تأمّل و به عبارت ديگر احتياط در
هامش
[ 1 ] - سوره الحجرات ( 49 ) آيه 6