عليهالسّلام در مورد شبهات موضوعيّه و يا حكميّه در اين باب بايد به علم باطنى و لدنّى خود رجوع نمايد ؛ خير مطلب اين چنين نيست ، امام نيز همانند ساير افراد موظّف است به حكم ظاهرى همانطور كه خود به شيعيان دستور مىدهد عمل نمايد . چنانچه امام صادق عليهالسّلام در مورد ثوب مشكوك به نجاست دربارهء خود نيز اين چنين عمل مىكردند و حكم به طهارت مىنمودند . و اينكه بعضى مىگويند : عمل به مقتضاى حكم ظاهرى مختصّ به جاهلين به احكام واقعيّه در موضوعات است سخنى است بدور از تحقيق و تأمّل [ 1 ] .
احتياط ائمّه و اولياى دين در مسائل دماء و نفوس و أعراض
امّا در موارد ديگر همچون مسائل مربوط به دماء و نفوس و أعراض ، ما با شدّت اهتمام شارع در رعايت احتياط و توقّف در موارد مشتبهه برخورد مىكنيم ، و از كيفيّت تعامل حضرات معصومين عليهالسّلام با اين موارد به سرّ و لُبّ مسأله پى مىبريم ؛ و اينكه در چه موردى بايد به سهل و روان بودن در آن ملتزم شد ، و در چه موردى بايد با نهايت دقّت و وسواس در مسأله مواجه شد و زود در موردى حكم به امرى نداد .
من باب مثال : ما مشاهده مىكنيم در مسأله حدود ، اميرالمؤمنين عليهالسّلام چگونه به هر نوع حيله و مستمسكى متوسّل مىشود تا اينكه بتواند حدّى را از يك فردى كه خود اقرار به زنا و يا امر ديگرى كرده است بردارد ؛ و اجراء احتياط را در اين طرف از مسأله قرار مىدهد نه در طرف اجراء حدّ . زيرا
هامش
[ 1 ] - وسائل الشّيعة ، ( كتاب الطّهارة ) أبواب أحكام الخلوة ، باب 11 ، ( باب استحباب الإستبراء للرّجل قبل الاستنجاء من البول ) حديث 1 ، ج 1 ، ص 32 : محمد بن الحسن بإسناده عن الحسين بن سعيد ، عن صفوان عن عبدالرّحمن بن الحجّاج قال : سألت أبا إبراهيم عليهالسّلام عن رجل يبولُ بالليل فيحسب أنّ البول أصابه فلا يستيقِن ، فهل يُجزيه أن يَصبّ على ذكره إذا بال و لا يتنشّف ؟
قال : يغسلُ ما استبان أنّه أصابه ، و ينضَح ما يشكّ فيه من جسده أو ثيابه و يتنشَّف قبل أن يتوضّأ ،
قال صاحب « المنتقى » : المراد بالتنّشف هنا : الاستبراء ، و بالوضوء : الاستنجاء .