اين مهالك و چاهها و درّهها و طوفان و صاعقه و گردبادها و گردابها نجات دهد ، و با اين وضع حركت مىكند و ديگران را به حركت درمىآورد ؛ و خدا مىداند كه نتيجه اين قيام و اقدام به كجا خواهد رسيد !
بارى فرق بين حضرت قاضى با ديگران فرق بين خورشيد با شب تار است ، نه بين خورشيد و ماه و يا بين ماه و ستارگان . قاضى مىبيند و ديگران نمىبينند ؛ قاضى لمس مىكند و ديگران در تخيّل و وهم بسر مىبرند ؛ قاضى حقيقت را با جان خود مسّ و با قلب خود مشاهده مىكند و ديگران تيرى در شب تار مىپرانند ؛ قاضى به حقّ متحقّق گشته است و اصالت يافته است و بقيّه در اعتباريّات و تصوّرات منغمرند .
البتّه اين مسأله به اين صورت نيست كه در ميان بزرگان افرادى يافت نشوند كه خود را در مقام تهذيب و تزكيه قرار ندادهاند و تا حدّ وسع و همّت و توان ، خود را به مرام و مقصد و غايت اولياى الهى و عرفاى بالله نزديك نكرده باشند . اين مطلب مربوط است به آن دسته از افراد كه سهم خود را از تدريس و تدرّس و اشتغال به علوم اهل بيت عليهمالسّلام صرفاً غايات و مقاصد ظاهريّه قرار دادهاند و عمر خود را مصروف اين هدف ساختهاند ، و سرمايههاى وجودى و خدادادى را به هدر دادهاند و تباه نمودهاند .
در اين صورت شاگردان حضرت قاضى چطور به اين نكته روشن و واضح توجّهى ننمودهاند و از ايشان تقاضاى تأخير نمودهاند ؟ !
ثالثاً : چطور يك شاگرد بايد به خود اجازه دهد كه از استادش تقاضاى تأخير در نماز را بكند و او را از پرداختن به عبادت و ذكر و مناجات با حضرت حقّ به صرف توفيق ادراك جماعت با او مانع گردد ؟ او چه حقّى دارد كه استادش را از اقامهء نماز در اوّل وقت ولو اينكه بر خلاف فتواى او و يا مقلّدش باشد منع كند ! اگر مىخواهد با او در اوّل وقت نماز بخواند و اگر نمىخواهد
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 395
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٩٥