تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
اشرف بالأخره يك نفر در بين يك جماعت بر ديگران تفضيل دارد ، و اين كه مسأله مهمّى نيست . حال يكى اندكى پائين‌تر و يكى اندكى بالاتر مطلب چندان تأثيرى در كردار و اعمال مكلّفين بوجود نمىآورد . و اين مسأله تا آنجا سهل و غير قابل اهتمام است كه بسيارى از فقهاء در وجوب تقليد از اعلم تشكيك كرده‌اند ، و يا ملاك تقوى و ضبط و بصيرت در امور ظاهرى را بر مسأله اعلميّت ترجيح داده‌اند . و تازه اين مسأله به تشخيص خود مقلّد مربوط مىشود . يك مقلّد فردى را اعلم تشخيص مىدهد و فرد ديگر شخص ديگرى را و فرد ثالث شخص ثالث و همينطور ، تا جائى كه امروزه مشاهده مىكنيم ده‌ها نفر هر كدام خود را نسبت به ديگرى اعلم و تقليد از خود را ارجح و اولى بر تقليد از غير مىداند ؛ درحاليكه در عالم واقع و متن نفس‌الأمر يكى از اينها بر ديگران ترجيح دارد . و همينطور مطلب رو به تنزّل مىگذارد تا به آن فرد آخر برسد كه او هم خود را از ديگران أعلم مىداند ! !

فرق بين مرحوم قاضى و ديگران در اعلميّتِ ظاهرى نيست

بر اين اساس ديگر مسأله اعلميّت و افضليّتى اين چنين چه امتيازى محسوب مىشود و چه ارزش مضاعف و غير متعارف بوجود مىآورد ؟ اعلميّتى كه با دو سال تدريس اضافى حاصل شود و چند اصطلاح را بيشتر توضيح دهد و در بيان مطالب طليق اللّسان و گوياتر باشد ، آيا اعلميّت است ؟ تازه اگر اعلميّت بر اين امور استوار باشد ، نه بر پايه اشاعات و تبليغات و مجارى غير علمى و غير منطقى كه در آنصورت مسأله صورت ديگرى پيدا خواهد نمود . فرق بين مرحوم قاضى با ديگران فرق بين شخص بينا و بصير است در شب تار و ظلمانى كه در دست او چراغ قرار دارد و دقيقاً راه را از چاه بازمىشناسد و طريق مستقيم را از راههاى انحرافى و خطرناك و مهالك تشخيص مىدهد و خود و ديگران را به سلامت و صحّت به منزل مقصود مىرساند ، و بين شخص أعمى و كور كه با عصائى در دست مىخواهد خود را از