تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
قياس مع الفارق و خروج تخصّصى خواهد بود . و با اين وصف چگونه ممكن است كه اينان ايشان را رها كرده و از ديگرى تقليد كرده باشند ! اين مسأله بطور مسلّم با اصول و مبانى موضوعه و مفروغه در تضادّ و تنافى صددرصد مىباشد ، و جاى هيچگونه عذر و بهانه‌اى نمىباشد .

مرحوم قاضى بر خلاف رضاى الهى تكليفى انجام نداده است

و ثانياً : بر فرض كه تقليد از غير ايشان با وجود حضور و حيات ايشان جائز باشد ، آخر اى عزيز من در وقتى كه استاد تو كه دارد تو را به سمت حقّ رهبرى مىكند و از آتش دوزخ مىرهاند و به سرمنزل معبود و حريم مقصود مىرساند ، آيا ممكن است خير و صلاح و مآل و عاقبت تو را نديده بگيرد و تو را امر به نماز در وقت استتار قرص كند ، درحاليكه خود او كه مجتهد است مىداند نماز در غير وقت خواندن حرام و باطل است و موجب عقاب اخروى و قضاى دنيوى است ؛ آيا او اينها را نمىداند ؟ ! ! اگر اين فرد استاد است و كامل است و عارف است و به واقع بصير است و صلاح هر فرد را مانند روز مىبيند و مضارّ او را تشخيص مىدهد ، چطور صلاح او را در اينجا ندانست و او را امر به مسألهء حرام نمود و از او تكليفى بر خلاف رضاى الهى خواست ! آيا او نمىداند كه نماز قبل از وقت روح ندارد و نور ندارد و حيات ندارد ! او كه از تمام زواياى قلب شاگرد اطّلاع دارد و خبر مىدهد و تمام افكار و نيّات آنانرا همچو آفتاب براى آنها بر ملاء مىسازد از اين مسأله بىاطّلاع است ؟ حالا ما كارى به اجتهاد و يا اعلميّت اين يا آن نداريم ؛ صحبت ما در اينجا براساس كشف واقع است . صحبت در اينست كه آيا واقعاً مرحوم قاضى نماز مغرب را صرفاً براساس مطالعه و غور در ادلّه ظاهريّه بجاى مىآورد بدون هيچگونه اطّلاع بر حاقّ واقع و نفس‌الأمر ؟ اگر چنين باشد كه واوَيلا است ! و در اين صورت بين او و بقيّه كه هيچ چيزى نمىدانند جز يك سرى ادلّه و تركيب و مزج آنها با يكديگر چه تفاوت است ! ديگر نه از عالم بالا خبر دارند نه از تغيير و
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 392 | السيد محمد محسن الطهراني