تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
احكام رسيده است ، و در آن مرتبه كه اجتهاد و استنباطى وجود ندارد . در آن مرتبه همه چيز به يك نظره و يك اراده روشن و آشكار است . در آن مرتبه امام عليه‌السّلام براى كشف يك حكم شرعى نياز به تفكّر و تأمّل در اطراف آن مسأله ندارد ؛ و بدون كمترين تأمّلى نفس آن حكم در قلب و نفس او ظاهر است . امام عليه‌السّلام اجتهاد نمىكند بلكه تكاليف در آينه نفس او به يك اراده نقش مىبندد ، و پس از آن آن را براى ما بيان مىكند . پس علم امام عليه‌السّلام به احكام علم به يك ذخيره و اندوخته مثل كتاب و يا نوار نيست ، بلكه علم امام يك علم كلّى و احاطى است . يعنى مجموع احكام الهى و تكاليف عباد إلى يوم القيمة به يك حقيقت كلّيّه بدون شكل و صورت و بدون تفصيل و بدون تجزّى به اجزاء و بدون تبويب و بدون تقسيم در نفس معصوم عليه‌السّلام محقّق است ، و آن عبارت است از يك علم كلّى و حقيقت لا يوصف و لا يدرك كه جميع تشكّل‌ها و جزئيّت‌ها و مصاديق و خصوصيّات و شرائط و موضوعات مختلفه همه و همه از آن مرتبه تنازل مىيابد و ظهور پيدا مىكند ؛ در يك جا به صورت الزام و در جاى ديگر به صورت حرمت و در جاى ثالث به شكل استحباب و همينطور . . . مطرح مىشود . به اين مرتبه مىگويند مقام كلّى و سِعى و اطلاقى . و تعابير در اينجا متفاوت است ، امّا همه به اين نكته دلالت دارد . حتّى مقام انشاء نيز كه اصوليّين و فقهاء آن را اوّل مرتبه از مراتب تنجّز و فعليّت تكليف مىدانند ، پائين‌تر از اين مقام است و در رتبه متأخّر از آن قرار دارد . زيرا مقام انشاء مقام تقسيم و تفصيل است و درحاليكه ما گفتيم : در اين مرحله اصلًا تفصيلى وجود ندارد و علم به صورت كلّى و سِعى خود در آنجا قرار دارد . در اين صورت چگونه ممكن است براى فردى كه به اين مرتبه رسيده باشد شكّ و ترديد و احتياط در عمل و حكم وجود داشته باشد ؟ ! و از آنجا كه