حقّ متعال تعبير مىشود . و آن مرحله بدون طىّ طريق و عبور از بوادى نفس امّاره و غيره و اخلاص در عمل و فعل و توجّه تامّ به حضرت احديّت امكان ندارد ؛ چنانچه در آيه شريفه مىفرمايد : ( وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) [ 1 ] أى ليعرفون . ( 2 )
انسان زمانى به مقام عبوديّت مىرسد كه عملش از روى اتقان باشد
« من جنّ و انس را فقط به جهت و مقصد عبادت خلق نمودم . » يعنى از مرتبه عبادت ظاهر به عبادت باطن كه تحقّق به مقام عبوديّت تامّ و صِرف العبوديّه است برسند ، كه در اين مرتبه معرفت ذات حقّ به حقّ المعرفة و كمال المشاهده براى عبد حاصل مىشود . و لذا در روايت منسوب به رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم وارد شده است : مقصود از عبادت معرفت ذات حقّ است ،
هامش
2 - « تفسير گازر » ج 9 ، ص 226 ؛ « تفسير منهج الصّادقين » ج 9 ، ص 50 ؛ « تفسير لاهيجى » ج 4 ، ص 269 ؛ « تفسير المعين » ج 3 ، ص 1413 ؛ « تفسير ابن كثير » ج 4 ، ص 239 ؛ « تفسير أبى السعود » ج 2 ، ص 130 ؛ « أبجدالعلوم » ج 1 ، ص 221 ؛ « تفسير روح المعانى » ج 15 ، ص 50 ، و ج 27 ، ص 21 ، و ص 25 ؛ و بدين مضمون روايتى است از حضرت سيّدالشّهداء أبىعبدالله الحسين بن على عليهماالسّلام در « تفسير صافى » ص 508 ؛ و « علل الشّرايع » ص 9 ؛ و در « لمعات الحسين » عليهالسّلام ، ص 11 وارد شده است كه :
از جمله فرمايشات حضرت سيّدالشهداء أباعبدالله الحسين بن علىّ بن أبىطالب عليهم السّلام است كه روزى به عنوان خطبه براى اصحاب خود ايراد نمودند :
أيّها النّاس ! إنّ الله ما خلق خلق الله إلّا ليعرفوه ؛ فإذا عرفوه عبدوه ، و استغنوا بعبادته عن عبادة ما سواه . فقال رجل : يابن رسول الله ! ما معرفة الله عزّوجلّ ؟ فقال : معرفة أهلِ كلّ زمانٍ إمامه الّذى يجب عليهم طاعته .
« اى مردم ! بدرستى كه خداوند خلق خود را نيافريده است مگر از براى آنكه به او معرفت و شناسائى پيدا كنند ؛ پس زمانى كه او را بشناسند در مقام بزرگى و عبوديّت او بر مىآيند ، و به واسطهءعبادت و بندگى او از عبادت و بندگى غير او از جميع ما سوى مُستغنى مىگردند . در اينحال مردى گفت : اى پسر رسول خدا ! معرفت خداوند عزّوجلّ چيست ؟
حضرت فرمود : معرفت و شناخت اهل هر زمان امام خود را كه واجب است از او اطاعت و پيروى نمايند . »
[ 1 ] - سوره الذّاريات ( 51 ) آيهء 56