تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
همين يك مشت گوشت و استخوان ميباشى ، درحاليكه خداى متعال عالم كبير را در وجود تو قرار داده است . »

هر تغييرى در عالم كبير اتّفاق افتد ، در نفس عارف مشاهده مىشود

و از اينجا استفاده مىشود وقتى كه عارف عظيم حاج سيّد هاشم حدّاد رضوان‌الله عليه به يكى از شاگردان خود مىگويد : « مىخواهى چه چيزى را از من پنهان كنى ؟ هر چه را بخواهى پنهان كنى حتّى اگر در آسمان چهارم باشد برايت همچو كف دست پائين مىآورم و در مقابل تو مىگذارم . » چه معنائى را قصد مىكند ! او مىخواهد بگويد : تمام عوالم وجود كه تو نيز يكى از اجزاء آن مىباشى با تمام خصوصيّات و لوازم و آثار آن در نفس من حضور عينى و خارجى دارد ، در اين صورت تو مىخواهى چيزى را از من پنهان كنى كه هم خودت و هم آن چيز هر دو در نفس من حاضر است ؟ ! و آيا مىشود انسان به چيزى كه در نفس او حضور عينى دارد غفلت ورزد ؟ اين محال است . بنابراين هر تغييرى كه در عالم كبير اتّفاق مىافتد آن تغيير در نفس انسان كامل است و او آن تغيير را در نفس خود مشاهده مىكند ، نه اينكه به او علم حاصل مىكند به علم حصولى و اكتسابى و از خارج ، بلكه خود آن شىء را در نفس خود مشاهده مىكند ؛ گويا خود آن تغيير و تحوّل را انجام داده است . و بدين جهت عارف هيچگاه خارج از ذات خود چيزى را نمىجويد و از جائى براى كشف مجهولى واسطه نمىآورد و حيله نمىطلبد ، بلكه در وجود خود به جستجو مىپردازد و هم مجهول و هم حلّ آن را از وجود خود مىطلبد ؛ زيرا او حقيقت اسم عليم و قدير و حىّ شده است و همه اسماء و صفات الهيّه ( چه كليّه و چه جزئيّه ) از اين سه اسم نشأت مىگيرد . پس همهء اسماء الهيّه با همهء محتويات آنها در نفس عارف مستقرّ شده است ، و صورت نفسيّه او وزان صورت حضرت حقّ شده است ، و همه تجليّات ذات در نفس او متجلّى شده است .