« عالم هستى نزد اهل عرفان عبارتست از انسان كبير در جهت باطنى و معنوى و هم در جهت مادّه و جرم ؛ چنانچه خداى متعال مىفرمايد : ( به تحقيق خلقت آسمانها و زمين بزرگتر است از خلقت بشر و ليكن اكثر مردم اين معنى را نمىفهمند ) . و بدين جهت ما گفتيم به جهت معنى ( زيرا منظور از آسمانها فقط اختصاص به عالم ستارگان و سيّارات ندارد ، بلكه جميع عوالم غيب أعمّ از برزخ و مثال و ملكوت و ما فوق آن را شامل مىشود ) و خداى متعال نفرمود : همهء مردم نسبت به اين مسأله جاهلند ، بلكه فرمود : اكثر افراد بشر . و انسان كامل در ارتباط با عالم همانند روح با بدن خود مىباشد ، و به او انسان صغير نيز گفته مىشود . و از اين جهت به عارف كامل انسان صغير مىگويند ، زيرا او از عالم كبير و كلّى پديد آمده است ؛ و به عبارت ديگر انسان كامل مختصر و چكيدهء عالم كبير مىباشد .
بنابراين آنچه كه گسترده و وسيع مىباشد همان عالم كبير است و آنچه مختصر و فشرده و چكيده مىباشد انسان كامل است . پس انسان آخرين موجود در عالم است زيرا مختصر و فشرده حتماً بايد از يك وسيعتر و گستردهتر نشأت بگيرد و الّا مختصر نخواهد بود . پس عالم كبير مختصر و فشردهء وجود حضرت حقّ است ، و انسان كامل فشرده عالم و حقّ است ، پس انسان كامل چكيده و لُبّ و مغز عالم كبير است . . . »
در اين عبارات جناب محيى الدّين تصريح دارد بر اينكه : نفس عارف كامل مرآت و مظهر تجلّى ماسوى الله است ، و آنچه خداى متعال از اسماء كلّيّه و
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 359
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٥٩