بيان اين نكته را در كتاب نفيس « روح مجرّد » نمودهاند و ما إن شاء الله در طىّ مطالب آتيه به اين موضوع خواهيم پرداخت .
وقوف عارف بر ضمائر و نيّات را مىتوان از مجالست با او به دست آورد
روزى مرحوم والد رضوانالله عليه در بيان كيفيّت اطّلاع نفس عارف از ضمائر و نيّات و اسرار تلامذهء خود مىفرمودند : مسأله ارتباط شاگرد با نفس ولىّ كامل و عارف بالله حكم سه ضلع و سه زاويهء مثلّث را دارد . در يك زاويه شاگرد و در زاويه ديگر استاد و در رأس خداى متعال و حقيقت ولايت قرار دارد . به مجرّد اينكه نيّتى يا فعلى و يا خطورى از سالك سر زند صورت حقيقيّهء آن در نفس ولايت و نفس عارف نقش مىبندد ، و اين مسأله يك حالت اتوماتيك را دارد ؛ يعنى عارف چه بخواهد و چه نخواهد اين دور اتّفاق خواهد افتاد . و از اينجاست كه مرحوم والد قدّس سرّه به بعضى از شاگردان خود مىفرمودند : در هر جاى از دنيا كه باشى احوال شما مثل آينه در برابر ديدگان ما قرار دارد ! و به خود حقير بارها مىفرمودند : هر فعل و عملى كه انجام دهى امكان ندارد ما از آن بىاطّلاع بوده باشيم ؛ و در عمل نيز براى همه اين مسأله را به اثبات يقينى و علمى رسانده بودند ، و كسى از شاگردان ايشان كمترين شكّى در اين مسأله نداشته است . و به همين دليل ايشان را به عنوان استاد كامل و مربّى نفوس برگزيده بودند ، و الّا آيه و حديثى در شأن و مرتبهء ايشان نازل نشده بود و اعتبار ايشان در اين مسأله بر اساس ترّهات و خرافات و اباطيل نبوده است .
مَثل عارف كامل مثل نور است كه الظّاهرُ بنفسه المُظهِر لغيره است ؛ هم خود روشن و مبيّن و واضح است و هم براى ديگران موجب روشنائى طريق و نورانيّت مسير و امور آنها خواهد بود . اثبات صحّت و اتقان عارف نيازى به اقامه دليل و برهان ندارد ؛ چند دقيقه با او بنشينى به حقيقت نفس او در حدود مشاعر و استعداد خودت پى خواهى برد . امّا براى غير او بايد هزار من سريش بار