دركِ حمار تعويض نموده بودند آمدند و على را از منصب الهى خود خلع و به يك فرد منحطّ نفهم و دور از ارزشهاى انسانى دست بيعت دراز نمودند و خود را تحت زعامت و رهبرى او قرار دادند . و لذا اين افراد نه تنها از دستور صريح رسول خدا سرپيچى نموده و خود را مستحقّ عقاب اخروى و نكال در دنيا و آخرت قرار دادند ، بلكه بر خلاف حكم عقل و بناى فطرت خود قدم برداشتند و با اصول مودعهء در نفس خود به ستيز برخاستند ، و با وجدان و فطرت و ارزشهاى خود به جنگ پرداختند و خسران دنيا و آخرت را بر خود پسنديدند و تمام نعمات الهى و استعدادهاى بالقوّهء خود را تباه و هلاك نمودند .
بر اين اساس وجوب متابعت كامل از عارف و اصل به مقتضاى همين اصل و اساس فطرى عقلى ، بديهى و منطقى است ؛ و هيچ احتياجى به نصب و استخلاف از قِبل فرد ديگرى ندارد . و اگر در بعضى موارد چنين شده است فقط جنبهء اشاره و حكائى دارد نه جنبه جعل و وضع ، چنانچه مرحوم والد قدّس سرّه
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 355
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٥٥