و اينست فرق بين حقّو باطل ؛ بين اعتبار و حقيقت ؛ بين صدق و مكر و فريب در همهء اعصار و همهء قرون .
يك بار شخصى نشنيد كه بزرگانى همچو مرحوم قاضى يا حضرت حدّاد و يا مرحوم والد رضوانالله عليهم اجمعين بگويند : ما در تشخيص خود نسبت به فلان شخص يا صورت مسألهاى اشتباه كرديم و راه به خطا رفتيم ، و اى كاش اين كار را نمىكرديم ! چنانچه هيچگاه شخصى از يكى از حضرات معصومين صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين چنين مطلبى را ادّعا ننموده است .
دليل اين مطلب آن است كه : نفس عارف حقيقت مسأله را از نفس امام عليهالسّلام مىگيرد بدون هيچ واسطه و امرى جداى از اتّصال سرّ و ضمير خود ؛ و در اين استفاضه و توجّه به مرتبه عصمت رسيده است ، يعنى هيچ اشتباهى در تلقّى و حفظ و ابلاغ او وجود ندارد . و از آنجا كه نفس معصوم عليهالسّلام مبرّى و منزّه از هر گونه خطاء و اشتباهى در هر يك از مراتب ثلاثه مذكوره مىباشد ، پس كلّيّه مطالب و دستورات و كارهاى عارف كامل مصون از خطا و اشتباه خواهد بود .
البتّه اين مسأله در امورى است كه ارتباط با مصالح افراد و امور اجتماعى و تربيتى اشخاص داشته باشد ، و همينطور در مسائل اعتقادى و مراتب شهود و كشف از خطا معصوم و مصون باشد ؛ و امّا در امور عادى و روزمرّه كه هيچ
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 351
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٥١