تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
دارد ، و مىداند كه حضرت موسى نمىتواند ذرّه‌اى از اجراى دقيق احكام و مقرّرات شريعت تخلّف نمايد ؛ و اين همان سرّى است كه به حضرت موسى متذكّر مىشود : تو نمىتوانى با من هم قدم و هم مسير شوى ، زيرا تو مأمور بر شريعت هستى و من مأمور بر حقيقت و باطنم ! تو بايد طبق احكام و قوانين ظاهريّه طابق النّعل بالنّعل عمل نمائى و من بايد بر طبق مصالح واقعيّه و باطنيّه رفتار نمايم ، ولو بر خلاف شريعت و قانون تو باشد . و از آنجا كه حضرت موسى صُور نوعيّه تكليفيّه را در نفس خود به همين نهج و كيفيّت موجود مىديد ، احساس مىنمود كه راهى ديگر براى تحقيق مشيّت و اراده حضرت حقّ وجود ندارد ، و خداى متعال صرفاً يك نوع اراده و يك نحو مشيّت در عالم تربيت و تشريع اعمال نموده و آن همان نحوهء ادراك و شعور حضرت موسى نسبت به امور خارجيّه است كه نفس آن بر همان وتيره و شاكله جبلّى شده است و فعليّت و قوام پيدا كرده است ، و راه ديگرى وجود ندارد . خداى متعال براى تربيت و رشد و تكامل آن حضرت و احراز ساير جهات و حيثيّات وجودى نفس آن حضرت ، او را بسوى فردى كه نزول مشيّت و اراده حضرت حقّ در نفس او به شكل و صورت ديگرى بود هدايت نمود تا آن ظهور را نيز مشاهده كند و از انكشاف اين مسأله توشه برگيرد و خود را به فعليّت برتر برساند ، و حيثيّتى بر ساير حيثيّات خود بيفزايد و كمالى بر ساير كمالات خود اضافه نمايد . نه اينكه مرتبه او از مرتبهء حضرت خضر پائين‌تر بوده‌است و او در سعهء وجودى بيشترى قرار گرفته بود ؛ حضرت خضر فقط در اينجا به اين نكته توجّه داد كه جدا از سير شريعت و رسالت و عمل بر طبق احكام و قوانين در ميان مجتمع و مردم ، مطالب ديگرى نيز وجود دارد كه مردم از آن بىخبرند ؛ و آن ظهور حقّ به صورت باطن و سرّ مطلب است . و لذا وقتى كه حضرت موسى بر اين نكته وقوف يافت و حقيقت مطلب را فهميد ، ديد كه