تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
گه نوح شد و كرد جهان را به دعا غرق * خود رفت بكشتى گه گشت خليل و ز دل نار برآمد * آتش چو جنان شد يوسف شد و از مصر فرستاد قميصى * روشن كن عالم از ديدهء يعقوب چه انوار برآمد * تا ديده عيان شد حقّا كه وى آن بود كه اندر يد بيضا * ميكرد شبانى در چوب شد و بر صفت مار برآمد * زان فخر كيان شد برگشت دمى چند بر اين روى زمينى * از بهر تفرّج عيسى شد و بر گنبد دوّار برآمد * تسبيح كنان شد اين جمله همان بود كه مىآمد و ميرفت * هر قرن كه ديدى تا عاقبت آن شكل عرب‌وار برآمد * داراى جهان شد منسوخ نباشد چه تناسخ بحقيقت * آن دلبر زيبا شمشير شد و از كف كرّار برآمد * قتّال زمان شد نه‌نه كه همان بود كه مىگفت أنا الحقّ * در صورت بُلها منصور نبود آنكه بر آن دار برآمد * نادان به گمان شد رومى سخن كفر نگفته است چو قائل * منكر مشويدش كافر شود آنكس كه به انكار برآمد * از دوزخيان شد [ 1 ]
يكى از مدّعيان معرفت و ولايت كه ساليانى متمادى با مرحوم والد رضوان‌الله عليه مأنوس و محشور بوده است ، روزى براى حقير از كيفيّت مدرَكات خود با مرحوم والد سخن مىگفت و اظهار مىداشت : من در زمان حيات ايشان مطالب را بهتر و عميق‌تر از ايشان ادراك مىكردم ، و چه بسا به حقائقِ از مسائل و قضايائى مىرسيدم كه براى ايشان هنوز منكشف نشده بود . و
هامش
[ 1 ] - كلّيات شمس تبريزى ، مولانا جلال الدّين رومى ، چاپ امير كبير ، ص 483