و عالىتر و راقىتر از مسألهء مصلحت و دورانديشى و ژرفنگرى در تفكّرات و آراء و انظار است .
مسأله رأى و نظر عارف مسأله ظهور مشيّت و ارادهء حقّ است نه تفكّر و تأمّل و رعايت مصالح و جوانب ! و اين ظهور و بروز بر اساس نفس ارادهء پروردگار بدون هيچ واسطه و تعلّقى به كثرات متحقّق مىشود . و امّا از آنجا كه ما از اين نكته غافليم و اولياء را همچو خود مىپنداريم حكمِ مترتّب بر جهالت و نادانى خود را بر آنان مىنهيم ، و از آنان همان چيزى را مىسازيم كه خود بر آن چيز قرار گرفتهايم ، و مرتبهاى را براى آنان قرار مىدهيم كه خود در همان محدوده سير و تفرّج مىنمائيم .
جائى كه شخصى همچو حضرت والد به حقير مىگويد : هر فعلى و نيّتى را كه انجام بدهى از ديدگان ما دور نخواهد بود و عملًا نيز اين ادّعا را همچون آفتاب روشن و مبرهن ساخته است ، آنوقت مىشود دربارهء او تصوّر كرد كه از حقائق امور بىاطّلاع بوده و ما بر ايشان ترجيح داشته باشيم ؟ ! ! ديگران هزار ادّعاء دارند و يكى را نمىتوانند ثابت كنند ، آنوقت مىآيند و خود را به جاى اولياى الهى جا مىزنند و لباس قدس و تقوى بر تن مىكنند و رداء تربيت و تزكيه بر دوش مىاندازند و دستار و طيلسان ارادت و ولايت و حلقه و ارشاد بر خود مىبندند و خلقى را گمراه و خود را عاطل و باطل و مسؤول قرار مىدهند .
مؤلّف گويد : در اين فصل مناسب مىبينم داستان حضرت موسى و خضر على نبيّنا و آله و عليهماالسّلام را كه در قرآن كريم منقول شده است و ما آن را با بيانى خاصّ و تفسيرى بسيار معجب از حضرت حدّاد رضوانالله عليه شنيديم بيان كنم ، كه دقيقاً به همين مطلبى كه به آن پرداختهايم اشارت و دلالت دارد و به وضوح مدلّل مىسازد كه اراده و خواست حضرت حقّ جلّ و علا چگونه در نفوس حضرات انبياء الهى و اولياى حقّ در اطوار مختلف و أشكال متفاوت
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 335
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٣٥