تسلسل پىدرپى و هر روز و هر ماه ادامه مىيابد و باز اعترافى ديگر و باز جهالتى ديگر .
گرچه ظهورات حضرت حقّ متفاوت است ولى اصل و ريشه يكى است
امّا عارف امكان ندارد بگويد : من اشتباه كردم ، مرا گول زدند ، من نمىدانستم ، ايكاش اين كار را نمىكردم ، و اگر مشورت مىكردم به اين اشتباه گرفتار نمىشدم ؛ زيرا نفس اعتراف با حال و موقعيّت او درست در يك تقابل رودر رو قرار دارد . اشتباه عارف يعنى اشتباه خدا ، خطاى عارف يعنى خطاى پروردگار ، و پروردگار كه اشتباه و خطا نمىكند .
گرچه ظهورات حضرت حقّ متفاوت است ، ولى اصل و ريشه و نفس ارادهء او يكى است . در شير به تجلّى قهّاريّت و سطوت و اقتدار متجلّى مىشود ، و در غزال به تجلّى لطف و رأفت و جمال و انس جلوهگرى مىنمايد ؛ و هر دو يكى است گرچه در خارج و عالم اعيان متفاوت و مختلف است ، و از ديدگان ما دو جلوهء كاملًا جدا و مجزّاى از هماند ، و هر دو درست و صحيح و بجا و در جاى خود قرار دارند .
ظهورات مختلف عارف كامل گرچه ممكن است متفاوت باشد ، ولى هردو دو جلوه از جلوات حقّ است و با هم هيچ فرقى ندارد ؛ زيرا او مصداق حقيقت : ( كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فى شَأْنٍ ) [ 1 ] شده است ، و تشؤّن به هر شأن موجب اختلاف و تفاوت در ظهور و بروز آن شأن خواهد شد .
هر لحظه به شكلى بت عيّار برآمد * دل برد و نهان شد
هر دم به لباسى دگر آن يار برآمد * گه پير و جوان شد
گاهى به دل طينت صلصال فرو شد * غوّاص معانى
گاهى ز بُن كَه گِل فخّار برآمد * شد لعل بدخشان
هامش
[ 1 ] - سوره الرّحمن ( 55 ) ذيل آيه 29