تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
يك شىء است كه قبل از او فاعلى وجود نداشته است ، براى فعل او غايتى ابتداءً جز ذات خود فاعل نخواهد بود ؛ زيرا غايات و مقاصد همانند ساير اسباب و عللِ وجودى به او بازگشت مىنمايد . در اين صورت اگر براى فعل او غايتى غير از ذات خودش متصوّر شود ، پس اگر وجود آن غايت مستند به او نباشد ، كه اين خلاف فرض و صورت مسأله است ( زيرا ما گفتيم كه فاعل اوّل چه در علّت فاعلى و چه در علّت غائى فقط ذات او است نه چيزى سواى ذات او ) و اگر علّت غائى به او مستند شود ، پس مطلب را به آنجا مىكشانيم و مىگوئيم : بايد براى اين علّت غائى كه در مرحلهء دوّم تحقّق يافته يك علّت غائى باشد كه اين علّت غائى ثانوى معلول آن قرار گيرد ، و در نتيجه باز به ذات پروردگار بازگشت مىنمايد . پس ذات پروردگار غايت و هدف از عالم وجود است ، همچنانكه ذات حضرت حقّ فاعل همهء عوالم وجود مىباشد . و بيان اين مطلب چنانچه پس از اين براى شما تقرير خواهيم نمود إن شاء الله چنين است : ذات حضرت حقّ كه واجب الوجود است بالاترين مرتبه ابتهاج و خوشى را در ذات خود دارد ، درحاليكه ذات او مصدر و منشأ همهء موجودات است ؛ و هر ذاتى كه مبتهج و مسرور باشد به چيزى ، بايد به آثار و لوازم آن شىء نيز مسرور و مشعوف باشد ، زيرا آثار و لوازم يك شىء جداى از آن نمىباشند . بر اين اساس ، اينكه حضرت حقّ عالم وجود را بيافريده است نه از آن جهت است كه فائده و مصلحتى را در عالم وجود احساس مىكرد و براى وصول به آن مصلحت و فائده اقدام به خلقت آن كرده است ، بلكه از اين جهت مىباشد كه عالم وجود تماماً و دربست از وجود خود او نشأت مىگيرد و ذات خود او مفيض فيض وجود به مراتب مادون ذات است . پس غايت و علّت وجود مخلوقات عبارت از ذات خود او است نه چيز ديگر و خارج از ذات خودش ؛ و هر چيزى كه فاعليّت او براى خلقت يك