وقتى استاد مىگويد : براى امرار معاش بايد به سر كار به روى و كار درست و صحيح انجام دهى و امور خود را بر اساس تكليف الهى در تمشيت حيات و زندگى قرار دهى ، شاگرد نبايد بگويد : رفتن به بازار و بسوى كار موجب اتلاف وقت و از دست رفتن فرصت مىشود ، و من بجاى اشتغال به امور روزمرّه به ذكر و فكر و توجّه به خود مىپردازم و بيشتر از وقت و عمرم را در راه رسيدن به مقصد بهرهمىبرم . نتيجه آن مخالفت اين انحراف و انحطاط و سقوط است .
در اينجا سخن را در اين مبحث به پايان مىبريم و به نظر مىرسد كه به اندازهء كافى جهت توضيح و تبيين مطلب شرح داده شده است .
و محصّل مسأله اينكه : عارف كامل و ولىّ و اصل هيچ هدف و انگيزهاى جز تطبيق امور خود و شاگرد بر اساس نزول اراده و مشيّت حضرت حقّ ندارد ، و طابق النّعل بالنّعل عمل بر طبق همان سنّت جاريه الهيّه را در حوادثو جريانات عالم طبع و دنيا خواستار است ؛ به نحوى كه اگر چنانچه به اين مرحله از قدرت و قوّت و اشراف و سيطره نرسيده بود ، و همچون يك فرد عادى كوچه و بازارى كه هيچ قدرتى و ارادهاى بر تغيير مشيّت ظاهريّه پروردگار ندارد و صرفاً رفع حوائج و قضاء ضروريّات را در تهيّه و تنظيم علل و اسباب عادى و ظاهريّه آن جستجو مىكند چطور عمل مىكرد ، اكنون نيز به همان كيفيّت و همان طريقه عمل مىكند بدون ذرّهاى تمايل در تغيير و تبديل امور بر خلاف خواست و ارادهء حقّ . البتّه در اينجا يك نكته نهفته است و آن اينكه چرا در برخى از موارد ما مشاهده مىكنيم ( چه براى خود و چه براى ساير افراد ) عملى بر خلاف جرى عادى و به صورت خارق عادت از آنان سر مىزند كه توضيح مسأله را در فصل و مميّز آتى ذكر خواهيم نمود ، إن شاء الله .
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 323
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٢٣