تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
اجل به حالتى ديگر برمىگردند حالت انسان بايد اين چنين باشد ، براى او نبايد فرقى بكند . روزى حقير به يكى از اين افراد كه مبتلاء به اين درد و مرض بود برخورد كردم ، و در حالى كه دائماً دم از توحيد و تفويض و مقام تسليم داشت از گرفتاريها و شدائد و مشكلات زندگى خود نيز سخن به ميان مىآورد و به خودنمائى و جلوه‌نمائى در مقابل شدائد و صعوبتهاى امور مىپرداخت ، و مرتّب مىگفت :
هر كه در اين راه مقرّب‌تر است * جام بلا بيشترش مىدهند
و اينكه هر كس را ياراى آن نيست كه پا در اين راه بگذارد ، و از مقام سخن تا مقام عمل فاصله بسيار است ، و آنان كه لبّيك گفتند و تا آخر در ميدان عمل ايستادند افراد خاصّى هستند ، نه هر كسى كه ادّعا كند و بعد به مجرّد كمترين مشكلى و سختى بار بر زمين بگذارد ؛ و از اين قبيل عبارات كه تماماً حكايت از پرستش نفس و بزرگ‌بينى او و انانيّت و استقلال در مقابل ذات حقّ داشت . حقير هر چه صبر كردم ديدم خير ، ظاهراً سخن او را پايانى نيست و در مقام انانيّت و استقلال چنان داد سخن داده است كه ديگر مجالى براى شؤونات حضرت حقّ نمانده است . رو كردم به او و گفتم : شما هنرى بخرج نداده‌ايد ، زيرا گرچه مصائب و مشكلات از ناحيه پروردگار است ولى صبر و تحمّل و سعهء هضم اين مطالب هم از ناحيه پروردگار است ؛ و اگر خداوند اين ظرفيّت و سعه را به شما نمىداد شما هم مانند ساير افراد و يا چه بسا بيشتر و بدتر از آنها فرياد به ناله و شكايت برمىآورديد و از ستم روزگار بر خود فغان و عويل سرمىداديد ؛ و اگر اين تحمّل به ديگران هم داده شود شايد آنان نيز بتوانند همانند شما يا بهتر از شما آن را متحمّل شوند و ديگر به رخ بقيّه نكشند و دم فروبندند . اين فرد كه دمادم سخن از توحيد و تعيّن حقّ داشت و خود را در قبال ارادهء او تسليم قلمداد مىكرد ، برآشفت و گفت : خير ! خود انسان در قبول و يا ردّ
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 321 | السيد محمد محسن الطهراني