اين مسأله متفاوت است ؛ همه مىتوانند اين مصائب را به دوش بكشند ولى كسى زير بار تحمّل آن نمىرود و فقط ما هستيم كه پاى حرف خود ايستادهايم و بقيّه فقط حرفش را مىزنند .
من گفتم : مگر شما دم از توحيد نمىزنيد و نمىگوئيد : فقط حقّ است و اراده حقّ ، و بقيّه پوچ و بىارزش و غير قابل توجّه ، و ما به اين نكته رسيدهايم ؛ آنوقت اين حرف شما ديگر چه خواهد شد و چطور بين اين دو متناقض را جمع خواهيد كرد ؟ اگر واقعاً اذعان داريد كه فقط اراده و مشيّت حقّ بر عالم وجود حاكم است و هر چه از فيض و قدرت و علم و حيات و آثار وجود در اين عالم ظاهر و بارز است از ناحيه پروردگار است ، پس چطور دم از خود و تحمّل خود و پايدارى و استقامت خود مىزنيد ؟ ! و اگر براى خود در اين مرتبه و منزله جايگاهى تعيين كردهايد و حسابى جداى از اراده و مشيّت پروردگار براى خود باز كردهايد و خود را در قبال اعطاى فيض او چيزى پنداشتهايد ، خوب با آن سخنان توحيدى و تسليم همهء تعيّنات و هستىها به تعيّن و هستى او چه خواهيد كرد ؟ !
جان من اوّل مسأله تعيّن و خوديّت و انانيّت را از خود محو كن و اين مطلب را در وجود خود حلّ كن ، آنگاه دم از توحيد بزن و سخن از اطلاق اراده و مشيّت حضرت حقّ بر زبان آور !
ناگفته نماند : اين فرد بواسطه تخطّى از دستورات استاد مبنى بر رعايت اصول معيشتى و عمل بر اساس تكليف ظاهرى به اين انحراف و سقوط مبتلا گرديد . عمل طبق تفكّرات و سليقههاى شخصى و عدم توجّه به دستورات استاد سلوك نه تنها انسان را رشد نمىدهد و كمالى براى انسان ببار نمىآورد ، بلكه خداى نكرده موجب توقّف در مهالك نفس و انغمار در انانيّت و وساوس و آثار فريبندهء طلوع نفس و جلوههاى جاذب شيطانى آن خواهد شد .
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 322
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٢٢