رضوان الله عليه به خدمت ايشان نرسيدند ؟ و به عنوان شاگرد و استاد سلوكى اخذ دستورات و برنامه طريق از ايشان ننمودند ؟
اينجاست كه تحقيقاً به همان مطلب مهمّ و حياتى مىرسيم كه صِرف اطّلاع بر علوم متعارف حوزوى و اكتساب معلومات و محفوظات ، بدون وصول به سرچشمه يقين و تجلّى انوار باهره الهيّه و تبدّل آراء نفسانيّه و تبدّل نفس امّاره به نفس مطمئنّه و اشراب مستقيم از نفس ملكوتى مقام ولايت كبرى عليهالسّلام ، تماماً لا يُسمِنُ و لا يُغنى مِن جوع خواهد بود . البتّه بايد توجّه داشت كه رجوع عالم به مربّى نفوس و مهذّب اخلاق نه از جهت نقص و عيب و جهالت اوست ، بلكه اين مسأله عين كمال و رشد و زيركى و لطف پروردگار است كه نصيب او خواهد نمود ؛ چنانچه رجوع خود مرحوم آية الله والد قدّس الله نفسه به اساتيد اخلاق خود همه از اين باب بوده است . و خوشا به حال كسى كه به دور از توجّه انام و نقض و ابرام خلق حيران و صلاحديد افراد نادان و وسوسه خنّاسان إنسى و هياهوى بىخبران از عالم قدس ، با قدمى راستين و ايمانى استوار ، پاى مردى در اين راه بگذارد و يكسره زمام امور خود را به دست ولىّ كامل و مرشد و اصل بسپارد و خود را از هر قيد و بند دست و پا گير و و بال انگيز برهاند و فلاح و سعادت اخروى را بر حطام دنيوى ، و إشراب از سرچشمهء حيات را بر اميد واهى و سراب اعتبارات و اوهام و تخيّلات ترجيح دهد ، و به حرفهاى پوچ و نقزدنهاى افراد بيكار توجّهى نكند و به كار خود و رفع عيوب و نقائص خود بپردازد و از هيچ ملامتى باك و انديشه نداشته باشد و نهراسد .
بعضى از عوامل گرايش مرحوم مطهّرى به علّامه طهرانى
در اينجا بىمناسبت نمىدانم به ذكر بعضى از علل كه موجب توجّه و انتباه مرحوم مطهّرى رحمة الله عليه به مسائل سلوكى و گرايش به مرحوم والد رضوانالله عليه شده بود اشارهاى داشته باشم .
قضيّه اوّل به سال هزار و سيصد و چهل و سه خورشيدى ، يعنى يكسال