مىفرمايند : بنده مجال ملاقات با اين فرد را ندارم . مرحوم مطهّرى از اين قضيّه تا حدودى رنجيده و مكدّر مىشود ، و هرچه مىكوشد به نحوى از انحاء مرحوم والد را متقاعد كند موفّق نمىشود . خلاصه با نااميدى از هم جدا مىشوند و هر يك به سوى مقصد خويش به راه مىافتد . تا اينكه حدود دوازده سال از اين داستان مىگذرد . روزى يكى از آشنايان مرحوم والد رضوان الله عليه كه با مرحوم مطهّرى ديدارى داشته است نقل مىكند كه ايشان مىگويند : من مدّت دوازده سال است كه در اين كار و عمل آقاى آقا سيّد محمّد حسين حسينى طهرانى در فكر و حيرت و ترديد بسر مىبردم ، و چه بسا نظر و رأى خود را در اين مسأله بر نظر ايشان صائب و راجح مىدانستم ، و ايشان را بر اين عمل تخطئه مىنمودم . تا اينكه اخيراً بواسطه بعضى از قضايائى كه بر من گذشت و حقائقى كه بر من معلوم شد دريافتم كه حقّ با آقاى آقا سيّد محمّد حسين بوده است و ايشان اين شخص را به مدّت دوازده سال قبل از من مىشناختهاند و به خوبى از اسرار نفس او مطّلع ، و بر ضمير او واقف بودهاند ، و به مسائلى رسيده بودند كه ما اكنون پس از گذشت اين مدّت طولانى رسيدهايم . و اين نيست جز اينكه ايشان در آن وقت از افق ديگرى به مسأله مىنگريستند ، سواى افقى كه ما و امثال ما به آن توجّه داريم ؛ و از دريچهاى غير عادى و غير ظاهرى مسائل را درمىيافتند ، دريچهاى كه ما از آن خبر نداريم .
آرى ، اين است فرق بين اختلاف انظار و اختلاف ديدگاهها در قضايا و مسائلى كه چه بسا با ديد ظاهر و سنجش عادى و متداول نتوان به مغزى و محتواى آن پى برد ، و ديدى ماوراء ديد ظاهرى مىطلبد كه آن فقط در نفوس منير و ضمائر نورانى اولياء حقّ و آن كسانى كه پردههاى غيب و جهل از ديدگان آنان كنار رفته است وجود دارد .
قضيّه دوّم باز مىگردد به اوان فعّاليّت ايشان در حسينيّه ارشاد .
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 34
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٤