دعوت مرحوم مطهّرى از شريعتى جهت سخنرانى در حسينيّه ارشاد و پيامدهاى آن
در آن زمان ، ايشان از فردى بنام دكتر على شريعتى جهت ايراد سخنرانى در حسينيّه ارشاد دعوت به عمل مىآورند . اين فرد كه در فنّ خطابه و تبيين مراد و مرام و تسخير اذهان مخاطبين يد بيضاء نشان مىداد ، آنچنان مستمعين را مسحور سخنان به ظاهر دلنشين و جذّاب خود مىنمود كه گوئى در اين زمينه عمل او به سحر و تسخير أشبه است تا به حدّ يك خطابه و سخنرانى متعارف و پسنديده . و گويا مرحوم مطهّرى را نيز مرعوب همان شيوه و مرام نموده بود ، و اين عالم تيزبين و نقّاد نيز از خدنگ وسائط و اسباب تسخير او در امان نمانده بود . در ابتداى مسأله نظر ايشان نسبت به او نظرى مساعد و توأم با تحسين و تمجيد و حتّى شايد فراتر از آن مىنمود .
در يكى از نامههائى كه آن مرحوم به آن شخص نوشتهاند ( اين نامه در سال 1346 خورشيدى نوشته شده است ) چنين آمده است :
برادر عزيز دانشمندم جناب آقاى على شريعتى ! قلب خود شما گواه است كه چه اندازه به شما ارادت مىورزم و به آينده شما از نظر روشن كردن نسل جوان به حقائق اسلامى اميدوارم . خداوند مثل شما را فراوان فرمايد . . . [ 1 ]
بعضى ممكن است گمان كنند كه شايد تمجيد و تعريف و دعوت ايشان از آن شخص بر اساس لحاظ پارهاى از مصالح و مقتضيات آن زمان و شرائط موجود در آن وقت تحقّق پذيرفته است ، ولى اين گمانى بيش نيست ؛ زيرا اوّلًا لحن نامه خود گوياى حقيقتى است غير قابل انكار ، و ثانياً اينجانب خود حاضر و ناظر بودم كه در ملاقات ايشان با مرحوم والد رضوان الله عليه چگونه ايشان از نظرات و عقائد و مشى آن شخص دفاع مىنمود ؛ و اگر بر هر فردى اين قضيّه مختفى باشد بر اين بنده كاملًا واضح و آشكار است .
هامش
[ 1 ] - سيرى در زندگانى استاد مطهّرى ، چاپ هفتم ، ص 211