دوست مكرّم و سرور ارجمند مهربانتر از برادر ما مرحوم آية الله شيخ مرتضى مطهّرى رضوان الله عليه كه سابقه آشنائى ما با ايشان متجاوز از سى و پنج سال است ، پس از يك عمر درس و بحث و تدريس و خطابه و كتابت و موعظه و تحقيق و تدقيق در امور فلسفيّه ، با ذهن رشيق و نفس نقّاد خود بالأخره در اين چند ساله آخر عمر خود بالعيان دريافت كه بدون اتّصال به باطن و ربط با خداى منّان و اشراب دل از سرچشمه فيوضات ربّانيّه ، اطمينان خاطر و آرامش سرّ نصيب انسان نمىگردد ، و هيچگاه نمىتواند در حرم مطهّر خدا وارد شود يا گرداگرد آن طوف كند و به كعبه مقصود برسد . و چون شمعى كه دائماً بسوزد و آب شود ، يا پروانهاى كه خود را به آتش زند ، و همانند مؤمن متعهّدى كه شوريدهوار دلباخته گردد و در درياى بيكرانه ذات و صفات و اسماء حضرت معبود فانى گردد و وجودش به سعهء وجود خدا متّسع شود ، قدم راستين در مضمار اين ميدان نهاد .
بيدارى شبهاى تار و گريه و مناجات در خلوت سحرگاه و توغّل در ذكر و فكر و ممارست درس قرآن و دورى گزيدن از اهل دنيا و هواپرستان ، و پيوستن به اهلالله و اولياى خدا مشهود سير و سلوك او بود ؛ رحمة الله عليه رحمة واسعة ( لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُون ) [ 1 ] ، ( إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَ الَّذينَ هُمْ مُحْسِنُون ) [ 2 ] .
توجّه به اين نكته بسى سزاوار دقّت است كه مرحوم والد رضوان الله عليه اين عبارت را درباره شخصيّتى ذكر مىكنند كه مراتب اخلاص و صفاى باطن و اشتغال به امور علمى و معرفتى و وعظ و خطابه و تحقيق و تدريس و مداومت بر نماز شب از هنگام طلبگى ايشان براى همه مشهود بود . امّا آنچه كه شهيد مطهّرى رضوان الله عليه را در اين اواخر عمر از سايرين متمايز ساخت و او را
هامش
[ 1 ] - سوره الصّافات ( 37 ) آيه 61
[ 2 ] - سوره النّحل ( 16 ) آيه 128