بشرى است در او مشاهده شود و اختلاف بين او و مقام معصوم عليهالسّلام از حيث مقام ارشاد و تشريع و تبليغ در قالب تواضع و ادب به ساحت مقدّس حضرات معصومين عليهم السّلام ابراز و اظهار گردد ) ولى در آنجا كه پاى صلاح جامعه و يا مصالح واقعى فرد در ميان است و مسأله به صورت استشاره و يا دستورالعمل براى شخص در مىآيد ، ولىّ خدا و عارف كامل قطعاً آنچه كه خير محض و صلاح حتمى و الزامى شخص مىباشد را بيان خواهد كرد ، و امكان ندارد در اين مورد حتّى در يك واقعه كوچكترين خطاء و اشتباهى از او سر زند ؛ چه در مسائل اجتماعى و مملكتى و چه در مسائل و مصالح شخصى و فردى . و در اين زمينه داستانها و قضاياى بسيارى از مرحوم والد رضوان الله عليه به ياد داريم .
به ياد دارم در آن زمانى كه در مجلس قانون اساسى صحبت از اعطاى امتيازات و حقوقى به افراد عادى بعنوان رياست و حكومت بود ، مرحوم والد رضوان الله عليه بشدّت از اين موضوع متأثّر و به سختى نسبت به اين مطلب انتقاد مىفرمودند . روزى به من فرمودند : فلانى ! حالا خواهى ديد بلائى از اين مرد [ 1 ] بر سر ملّت ايران بيايد كه ديگر جبران نخواهد شد ! و اين در وقتى بود كه هنوز صحبت رياست اين فرد اصلًا مطرح نبود ؛ و نظير اين سخن در جاى ديگر نيز از ايشان شنيده شده بود .
و يا در وقتى كه در كوران جنگ با كفّار بعث ، لشكر اسلام به دروازههاى بصره رسيد ، مرحوم آقا رضوان الله عليه فرمودند : ايران نبايد اين فرصت را از دست بدهد ، و اگر بدهد ديگر براى او فرصتى پيش نخواهد آمد !
و امّا در مورد مسائل و مصالح شخصى : تمام افرادى كه با ايشان در ارتباط بودند هر كدام به نوبه خود مطالبى از اين بزرگ به ياد دارند . مطالبى كه چه بسا در
هامش
[ 1 ] - مقصود أبوالحسن بنى صدر بود .