ادراك آنها ادراك حضرت حقّمىشود و ادراك حضرت حقّ كه لا انتهاء است ، پس ادراك اينان نيز لا انتهاء خواهد شد . در ادراك پروردگار خطاء و اشتباه و نسيان وجود ندارد ، در ادراك ايشان نيز اينچنين خواهد بود .
در إخبار اولياى الهى از مسائل آينده خطا راه ندارد
از مطالب گذشته روشن شد كه مرتبه عارف كامل مرتبه ادراك كلّاست . يعنى تمامى اشياء در مقابل او حضور فعلى خواهند داشت و بواسطه علم حضورى عارف به اشياء نفس وجود آنها در حضور و شهود او مىباشند ، نه صرفاً صورت و عكس ماهوى آنها . و عارف با وجود خود بر همهء آن موجودات اشراف خواهد داشت . و در اين صورت اشتباه ديگر معنى نخواهد داشت .
اميرالمؤمنين عليهالسّلام هنگام حركت بسوى نهروان مىفرمايد : از لشكر ما ده نفر شهيد نمىشوند ، و از لشكر خوارج ده نفر باقى نمىمانند ؛ و همينطور هم شد . از لشكر اميرالمؤمنين عليهالسّلام نه نفر به شهادت رسيدند و از لشكر خوارج نه نفر جان بدر بردند . [ 1 ] ولى در مورد جنگ صفّين نفرمود كه لشكر اسلام به پيروزى مىرسد و معاويه شكست مىخورد ؛ زيرا حقيقت وقايع خارجيّه در نفس اميرالمؤمنين عليهالسّلام بوجود حضورى آن ملموس و مشهود است ، پس چگونه ممكن است كه در حكايت و إخبار از آن به اشتباه و خطا برود . اما ساير افراد اينطور نيستند و چه بسا موارد خطا و اشتباه در حدس و تخمين ، آنها و جمعى غفير را به هلاكت و خسران دچار نمايد .
و لذا فرق عارف با غير او در اين است كه عصمت و مصونيّت از خطاء و اشتباه در كلام و كردار او در حيطهء روابط اجتماعى و مصالح فردى الزامى است . گرچه ممكن است ولىّ خدا در قضايا و مسائل عادى و روزمرّه متعارف دچار خبط و خطاء شود ( چنانچه لازمهء مقام جمعيّت كه بروز و ظهور صفات عادى
هامش
[ 1 ] - امام شناسى ، ج 12 ، ص 57 به نقل از « مناقب » ابن شهر آشوب ؛ و در مناقب ، طبع حروفى ، ج 2 ، ص 263