تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
و از اين يقين در قرآن كريم به عين اليقين تعبير شده است : ( كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقينِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحيمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقينِ * ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعيمِ ) [ 1 ] . « ابداً اينطور نيست ! اگر شما عالم باشيد به احوال قيامت به علم اليقين هر آينه جهنّم و عقاب الهى را در همين دنيا مشاهده خواهيد كرد . سپس آن را با ديدهء يقين و شهود قلبى خواهيد نگريست . و سپس در آن روز از نعمت‌هاى الهى سؤال خواهيد شد ! »

كلام مرحوم صدرالمتألّهين در باب علم به واقع به نقل از « توحيدعلمى و عينى »

مرحوم صدر المتألّهين شيرازى در باب علم به واقع مطالبى بس نفيس در كتاب « أسفار » آورده‌اند و ما ملخّص آن را از كتاب « توحيد علمى و عينى » مرحوم والد رضوان الله عليه در اينجا نقل مىكنيم . إنّ البَسيطَ الحقيقىَّ مِن الوجودِ يجبُ أن يكونَ كلَّ الأشيآءِ ؛ فيجبُ أن يكونَ ذاتُه تعالَى مع بِساطتِه و أحديَّتِه كلَّ الأشيآءِ . فإذَنْ لمّا كانَ وجودُه تعالَى وجودَ كلِّ الأشيآءِ ، فمَن عَقَلَ ذلكَ الوجودَ عقَل جميعَ الأشيآءِ . فَواجبُ الوجودِ عاقلٌ لذاتِه بذاتِه . فعَقْلُه لذاتِه عقلٌ لجَميعِ الأشيآءِ ماسِواهُ فى مرتبةِ ذاتِه بذاتِه قبلَ وجودِ ما عَداهُ . فهَذا هُو العِلمُ الكمالىُّ التَّفصيلىّ بوَجهٍ و الإجمالىّ بوَجهٍ ، لأنّ المعلوماتِ علَى كثرَتِها و تَفصيلِها بِحسبِ المعنَى ، مَوجودةٌ بوُجودٍ واحدٍ بَسيط . ففى هَذا المشهدِ الإلهىِّ والمَجلَى الأزَلىِّ يَنكشِف و يَنجَلى الكلُّ من حيثُ لا كَثرةَ فيها فهُو الكلُّ فى وَحدةٍ . ( 2 )
هامش
2 - أسفار ، طبع حروفى ، ج 6 ، ص 269 تا 271 : « به تحقيق كه وجود بسيط حقيقى بايد همه اشياء و همه موجودات را در بر گيرد . و از آنجا كه وجود حقّ ، وجود بسيط الحقيقه است و داراى وصف احديّت ( بدون انباز و شريك و قابل شمارش ) است ، پس بايد به حقيقت وجود خود و كنه ذات خود همهء اشياء عالم وجود باشد و هيچ شيئى از ذات حضرت حقّ نبايد خارج باشد . بنابراين از آنجا كه وجود حقّ متعال وجود همهء اشياء است ، پس كسى كه اين وجود را ادراك نمايد ، به نفس همين ادراك ، ادراك همهء عوالم وجود و همه اشياء موجوده را نموده است . پس واجب الوجود مدرك ذات خود است بذات خود و از ناحيه و جانب خود ، نه از ناحيه غير . پس عقل او و ادراك او ادراك و تعقّل همهء اشياء است كه ماسواى او است ، و اين ادراك بعينه همان ادراك ذات او است خودش را قبل از اينكه ماسواى او به لباس خلقت درآيند و در عالم خارج متعيّن شوند . پس اين علم ( علم ذات به خود ذات ) همان علم نهائى و اكمل و اطلاقى تفصيلى است از يك ناحيه ، و از ناحيه ديگر علم اجمالى است به حقائق اشياء و موجودات ماسواى او . زيرا تمامى موجودات كه صورت علمى آنها در وجود حقّ ثابت و استوار است ، با همهء تفاصيل و كثراتى كه دارد از جهت معنى و مفاهيم آن به وجود واحد بسيط در ذات حقّ مستتر است . بنابراين در اين مرحله از شهود و حقيقت علميّه الهيّه و مرتبهء جلوهء ازلى حقّ ، تمامى امور يكايك و به نحو تفصيل در يك حقيقت بسيط مندمج و مندرج‌اند ؛ و در اين مرحله و مرتبه ربوبى يك حقيقت واحده وجود دارد كه آن وجود حقّ است ، و در عين حال آن وجود بسيط و واحد شامل همهء اشياء بنحو وحدت و بساطت خواهد شد . » [ 1 ] - سوره التّكاثر ( 102 ) آيات 5 إلى 8