نه اختيار رسول و ميل و خواست او ؛ و چيزى كه ناشى از اختيار حقّ است قابل چون و چرا نخواهد بود .
مرحله دوّم عصمت در حفظ و نگهدارى وحى و مرحله سوّم در ابلاغ آن مىباشد
دوّم : در حفظ و نگهدارى آن در نفس نيز بايد مصون از نسيان و اشتباه باشد . زيرا اگر چه نفس ولىّ در مقام اتّصال به مبدأ وحى حقيقت نورانيّه آن را دقيقاً با قلب و ضمير خود دريافته است ، ولى اگر در مقام حفظ آن در نفس خود بواسطه بروز حوادث و گذشت زمان و كهولت سنّ و امثال ذلك نتواند عيناً آن را نگه دارد ، حكم الهى تغيير يافته و مطلبى را ارائه خواهد داد كه بر خلاف حكم و تكليف الهى مىباشد .
بنابراين خصوصيّت نفس و كيفيّت ضبط آن بايد به نحوى باشد كه به اندازهء سر موئى از آنچه كه ابتداءً در نفس استقرار يافته است تخلّف ننمايد ؛ و همه امور چه آنچه قبلًابراى او حاصل گشته و چه آنچه فعلًا از ناحيه پروردگار تنازل يافته تماماً در عرض واحد و به صورت يك خطّ مستوى و مستقيم در ذاكرهء او حاضر و مشهود شود .
و لذا ما مىبينيم كه وقتى شخصى از اصحاب رسول خدا آيهاى را قرائت مىكرد ، رسول خدا دنبالهء آن آيه را تا هر جا كه مايل بود ادامه مىداد . و يا اينكه احكام و قضايائى كه از ائمّه عليهم السّلام در طول تاريخ آنها بظهور رسيده است همه بايد از يك وحدت و يك سياق و يك مبنى نشأت گيرد و ابداًهيچ اختلافى در كيفيّت بيان مشاهده نگردد . و اين مسأله اثبات مىكند كه نفس امام عليهالسّلام مانند نفس ساير افراد نيست ، و خصوصيّات وجودى ساير افراد از حدّت و ذكاء و نسيان و استعدادات در او وجود ندارد ؛ بلكه نفس او مستمرّاً متّصل به ملكوت است و حدوثاً و بقاءً از ناحيه ملكوت اشراب مىشود . و از آنجا كه خود عالم ملكوت عالمى است ثابت و لا يتغيّر ، وجودات نوريّه در عالم ملكوت نيز ثابت و لا يتغيّر است و ازلًا و ابداً هيچ اختلاف و تبدّل و تحوّلى در