آن رخ نمىدهد . پس هر وقت انسان حكمى و يا مطلبى را از ولىّ معصوم ( چه امام و يا غير امام عليهالسّلام ) سؤال نمايد او در پاسخ به حافظه خود مراجعه نمىكند و بر اساس اندوخته و ذخيرهء ذهنى پاسخ نمىدهد ، بلكه بر اساس اتّصال به ملكوت پاسخ خواهد داد . و اگر چنانچه اختلافى را در لسان ائمّه عليهم السّلام در بعضى موارد مشاهده مىكنيم به اختلاف در موضوعات و يا شرائط و قرائن و جوانب آن موضوع در همان زمان برمىگردد . چنانچه اگر امام و معصوم قبلى در اين شرائط و زمان بود عيناً همين پاسخ را انجام مىداد و همين عمل از او سر مىزد ؛ ولى شرائط در هر زمانى موضوع جديد و حكم جديدى را بوجود مىآورد و اين موضوع و حكم بايد در چارچوب احكام و موضوعات كلّى قرار گيرد و از آن تخطّى ننمايد و الّا موجب خروج از شرع و انحراف از دين و بدعت در احكام و مبانى خواهد شد .
و سوّم اينكه : بايد مصونيّت در ابلاغ و رسالت داشته باشد . يعنى بر فرض عصمت در مقام تلقّى و حفظ ، در هنگام ابلاغ وحى نبايد دچار خطا و اشتباه شود ، و در غير اين صورت همه چيز بهم خواهد ريخت و تمام مقدّمات قبلى بىنتيجه خواهد ماند .
از بيان اين مقدّمات نتيجه گرفته مىشود كه شخص معصوم عليهالسّلام و يا عارف كامل از آنجا كه نفسش به علم كلّى حقّمتّصل شده است و آنچه بر آينه قلبش نقش مىبندد همان ارادهء علميّه حقّ است كه بر او تنازل مىنمايد ، بنابراين بايد در آنچه مشاهده مىكند و در قلب خود احساس مىنمايد به علم شهودى و يقين واقعى باشد نه قطعى ، كه چه بسا محتمل الخطاء مىباشد و در مستقبل كشف خلاف و اشتباه براى او پيش خواهد آمد ؛ چنانچه در بسيارى از كلمات و عبارات اين مسأله به چشم مىخورد و بعداًانكشاف بطلان و خلاف او رخ مىدهد ، و وقتى كشف خلاف شد مىگويند بدا حاصل شده است ! !
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 273
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٧٣