تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
صحبت و نشستن در كنار در مجلس نسبت به انسان و منويّات انسان و حالات و ملكات انسان اشراف و اطّلاع دارد ، به همان اندازه نه يك ذرّه كمتر در زمان غيبت اشراف و احاطه علّى و علمى دارد . و چرا اين چنين نباشد درحاليكه اطّلاع امام عليه‌السّلام بر موجودات احاطه و اطّلاع ملكوتى است نه صورى و مادّى . احاطه‌اى كه بر اساس رؤيت و ديدن ظاهر و مشافهةً باشد به پشيزى نمىارزد و او را در كنار ساير از عوام الناس قرار مىدهد ، و اين امام براى ما به اندازه يك مثقال ارج و ارزش و احترام ندارد . امامى براى ما امام است و مربّى است و محرّك نفوس به سمت مدارج كماليّه خودشان است كه مجراى فيض و مشيّت حقّ است ، و تمام حقائق عالم وجود چه به وجود اوّلى و ذاتى و چه به وجود ثانوى و كمالى ، همه و همه از نفس قدسى او قدم به عرصهء تشخّص و تعيّن مىگذارند ، چنانچه براهين عقليّه و حجج نقليّه بر اين حقيقت قائم است . و همه از او مستنير و مستفيض‌اند و : اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالبها ! حال چگونه است كه در زمان غيبت او درب خانهء او به روى ما بسته و راه وصول به او بر ما مسدود است ! اين عين شرك و جهل و او را همچو خود پنداشتن است و سعهء وجودى خود را به او تسرّى دادن است و او را به مرتبه و منزلت خود در آوردن است .

احاطة ولايت بر مخلوقات احاطه ملكوتى است و حضور و غيبت مدخليّت ندارد

و اگر اين سخن صحيح باشد بايد به همين ملاك و مقياس نسبت به ساير ائمّه عليهم السّلام نيز همين حكم را سرايت دهيم و بگوئيم : در وقتى مىتوان از امام استفاده كرد كه امام عليه‌السّلام در ميان ما شاهد و حاضر و با ما محشور و مأنوس باشد ، و الّا اگر مانند موسى بن جعفر عليهما السّلام در زندان باشد فائده‌اى ندارد و باب مسدود است . چه فرق مىكند بين غيبت امام و بين زندان ! زندان كه بدتر است ، زيرا بهيچوجه مَخلصى از آن وجود ندارد . و يا مانند عسكرييين عليهما السّلام كه در سامرّاء محصور و ممنوع بودند ، آيا امامت آنان با زمان غير حصر فرق مىكرد ؟ ! اين چه حرف بىاساس و غلطى است كه ما بيائيم و بين زمان حضور و