ولى بايد توجّه داشت كه تمام اين وجوه و معانى ، معانى مجازيّه و غير حقيقيّه مىباشند و از واقع به دورند ، و هيچ دليلى وجود ندارد كه ما ملاقات خداى تعالى را به اين معانى حمل كنيم ؛ مگر اينكه بگوئيم در اينجا تفسير به لازم معنى شده است ، يعنى اصل معنى همان ملاقات خداست و بالملازمه ملاقات با آثار و تبعات كيفيّت لقاء نيز حاصل مىشود . »
بارى مرحوم علّامه طباطبائى نيز بر اين معنى تصريح دارند كه هيچ ضرورت و دليلى بر صَرف لفظ از معناى اصطلاحى و وضعى خود وجود ندارد ؛ حال بگذريم از روايات و ساير ادلّهاى كه دلالت بر رؤيت واقعى و حقيقى حضرت حقّ جل و علاء دارد و إن شاء الله در جاى خود خواهد آمد .
و لذا افرادى از بزرگان كه سلوك بسوى پروردگار را در ظرف زمان ظهور و حضور امام عليهالسّلام مىدانند و در زمان غيبت اين طريق را مسدود و اين باب را مقفول مىپندارند راه به خطا رفتهاند و خود را از وصول به اين غايت قصوى و سرّ عالم وجود بىبهره نمودهاند .
يكى از اين افراد در كتابى كه شرح بيان حالات و سخنان ايشان است چنين بيان مىكند :
گرچه امروزه در زمان غيبت حضرت باب بسوى حضور و استفادهء خاصّ بسته است و راهى به سمت ادراك حقيقت ولايت نيست ، ولى فرق است بين كسى كه در خيابان به راه خود مىرود و بين كسى كه پشت درب نشسته و به انتظار بيرون آمدن صاحب منزل و راه يافتن به درون منزل است . ( نقل به معنى )
احاطهء ولايت بر مخلوقات احاطه ملكوتى است و حضور و غيبت مدخليّت ندارد
اين سخن نيز عارى از حقيقت و اعتبار است . در مكتب عرفان و توحيد ، حقّ و ولايت در همه جا متلألئ و ظاهر است و در همه جا حضور دارد . و براى ولايت از نقطه نظر احاطه و سعه و ادراك و علم و معرفت به كيفيّت احوال مردم به اندازه سر سوزنى فرق وجود ندارد . و به همان اندازه كه در حال حضور و
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 255
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٥٥