تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
محترم به راه افتاديم . تابستان بود و هوا بسيار گرم ؛ ساعت حدود 6 بعدازظهر بود كه به منزل ايشان رسيديم . در زديم ، خود آن عالم محترم درب را باز نمودند ؛ سلام نموديم و درخواست ملاقات كرديم . ايشان درحاليكه مشخّص بود از تعب حرارت تابستان در اذيّت و التهاب مىباشند پاسخ دادند : فقط بمدّت پنج دقيقه مىتوانم ملاقات كنم . عرض كرديم : اشكالى ندارد . وارد شديم و در اطاق نشستيم . ايشان شروع كردند به صحبت ، و از مكاشفات و قضايائى كه حاكى از تعيين زمان ظهور بود به مدّت قريب دو ساعت براى ما صحبت كردند ! در اين وقت افراد ديگرى نيز به جمع ما پيوستند و مجلس تقريباً حدود ده نفر جمعيّت داشت . پس از اتمام سخنان ايشان ، من رو كردم به آن عالم محترم و عرض كردم : اگر اجازه مىفرمائيد سؤالى از حضورتان دارم . فرمودند : بفرمائيد ! عرض كردم : الآن حدود دو ساعت است كه ما خدمت شما هستيم و در تمام اين مدّت صحبت از زمان ظهور و نقل مكاشفات و خوابها و بيان بعضى از امور غير عادى در اين زمينه بود ، حال سؤال من اينست كه : آيا شما نسبت به صحّت و اتقان اين خوابها و مكاشفات علم داريد يا خير ؟ فرمودند : خير من علم ندارم . عرض كردم : پس بر چه اساسى و چه دليل شرعى شما اين مطالب را به مردم مىگوئيد ؟ شما بعنوان يك عالم دينى مطالبى را به مردم مىگوئيد كه خود به صحّت آن اطمينان نداريد ، اين صحيح است ؟ و بر فرض صحّتِ اين خوابها و مكاشفات آيا نقل اين مطالب مورد رضا و امضاى ائمّه عليهم‌السّلام مىباشد ؟ و اگر هست چرا خود آنها تعيين نكردند و وقت خاصّى براى آن معيّن نكردند ؟ مثلًا بگويند : در سنهء فلان و ماه فلان و روز فلان ظهور آن حضرت قطعى خواهد بود . چرا يك همچنين مطلبى وجود ندارد ، و چرا فقط به ذكر كلّيّاتى اكتفاء كرده‌اند ؟