مآل امر خود را به خود صاحب ولايت واگذار نمودم ، ( الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه ) [ 1 ] .
كلام مرحوم علّامه ناظر بر معرفت حقيقت امام است نه تشرّف بحضور بدن عنصرى
مرحوم والد رضوان الله عليه در جلد پنجم كتاب « امام شناسى » مطالبى را بس نفيس در اين موضوع آوردهاند كه ما در اينجا ذكر مىكنيم :
وجود مقدّس حضرت بقيّة الله عجّل الله تعالى فرجه آينهء تمام نماى حقّ است ؛ بايد در آن آينه حقّ را ديد نه خود را ، چون خودى ندارد ، و نمىتوان بدون آينه حقّ را ديد ، چون بدون آينه حقّ قابل ديدن نيست . و بنابراين حتماً بايد حقّ را از راه و از طريق و از آينه و آيه آن ولىّ اعظم جست و بسوى او در تكاپو بود .
در دعاها و مناجاتها مخاطب خداست ، از راه آن حضرت و از سبيل و صراط آن حضرت ، و لهذا اگر به خود آن حضرت هم عرض حاجت كنيم و او را مخاطب قرار دهيم ، بايد متوجّه باشيم كه عنوان استقلال به خود نگيرد و جامهء استقلال به خود نپوشد ؛ بلكه عنوان وساطت و مرآتيّت و آيتيّت پيوسته در ذهن و در مدّ نظر باشد . و در حقيقت باز هم خداوند را مخاطب قرار دادهايم ؛ چون آينه و مرآت بما هو مرآة قابل نظر استقلالى نيست بلكه نظر تبعى است ، و نظر استقلالى به همان صورت منعكس در آن بازگشت مىكند .
اين مسأله از مهمترين مسائل باب عرفان و توحيد است كه كثرات اين عالم تنافى با وحدت ذات حقّ ندارند ، زيرا وحدت اصلى ، و كثرات تبعى و ظلّى و مرآتى است . و مسأله ولايت به خوبى روشن مىشود كه حقيقت ولايت همان حقيقت توحيد است ، و قدرت و عظمت و علم و احاطهء امام عين قدرت و عظمت و علم و احاطهء حقّ است تبارك و تعالى ، دوئيّتى در بين نيست و اثنينيّتى وجود ندارد . بلكه خواستن از خدا بدون عنوان وساطت و مرآتيّت امام معنى ندارد ؛ و خواستن از امام مستقلًّا بدون عنوان وساطت و مرآتيّت براى ذات اقدس حقّ نيز معنى ندارد .
هامش
[ 1 ] سوره الأعراف ( 7 ) قسمتى از آيه 43