موحّد واقعى تطوّر حالات و دگرگونى مقامات را به حقّ نسبت مىدهد
اينها جائى نرفت و چيزى پس از مرگ رسول خدا تغيير نكرد و هيچ اتّفاقى نيفتاد ، زيرا از اوّل نبود ! از اوّل معرفت نبود ، شناخت نبود . ايمان به كنه و سرّ و جان آنها رسوخ ننمودهبود . ظاهرى از ايمان و نمائى از آن را بهرهمند شده بودند . ايمان آنها در مرتبه مثال و صور برزخى فقط متجلّى شده بود نه بيشتر ؛ به ملكوت و سرّ آنان هنوز راه نيافتهبود . آنان رسول خدا را در قالب معجزات و خوارق عادات و كرامات و فتح و ظفر ظاهرى و عادى يافته بودند نه بيشتر . در هر جا كه اين امور محقّق و متبلور بود حضور داشتند ، و همين كه مطلب خلاف از آب در مىآمد حالت آنها نسبت به حضرت تغيير مىكرد . تا وقتى جنگ به نفع مسلمين و فتح و ظفر با آنان بود شركت داشتند ، و همين كه موردى بر خلاف انتظار بوقوع مىپيوست در همه چيز ، در خدا و رسول و ملائكه و دين و غيره شكّ و ترديد مىنمودند .
فتح و ظفر در جنگى آنها را شادمان و اميدوار مىكرد ، و شكست در جاى ديگر موجب شكّ در حقائق ربوبى و جريان مشيّت و تقدير در عالم خلق مىگشت . اگر معجزه و كرامتى از رسول خدا سرمىزد همه براى هم نقل مىكردند و به آن حضرت به چشم اعجاب و تحسين و رسالت مىنگريستند ، و اگر به بليّه و مصيبتى مبتلا مىشدند چون بر خلاف انتظار بود تبدّل حال و مقال پيدا مىنمودند .
در آيات قرآن دعوت ، دعوت به توحيد است نه به امور ظاهرى و گذرا . همه امور در تبدّل حالات و اختلاف مقامات به حضرت حقّ نسبت دادهمىشود ، و طرفين در قضيّه براى يك موحّد تفاوتى ندارد ؛ زيرا هر دو طرف را مشيّت الهى و تقدير حق مىداند و به ظاهر توجّه نمىكند ، بلكه به تكليف و وظيفه عمل مىكند . براى او عمل به تكليف با علم به عدم وصول به نتيجه به همان اندازه مرغوبٌ إليه و جالب است كه علم به حصول نتيجه و غايت و هدف داشته باشد .
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 210
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢١٠