تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
سكون در سرّ و سويداى خود با معشوق و محبوب به نجوى و راز و نياز پرداخته‌اند . بنابراين نه عوام از آنها خبرى دارند و نه آنان دل به خواسته و ميل عوام مىسپارند . اينها در اينطرف جوى و آنان در طرف ديگر .

شمس مغربى : وراى مطلب هر طالبست مطلب ما

وراى مطلب هر طالبست مطلب ما * برون ز مشرب هر شاربست‌مشرب ما بكام دل به كسى هيچ جرعه‌اى نرسيد * از آن شراب‌كه پيوسته مىكشد لب ما سپهر كوكب ما از سپهرهاست برون * كه هست‌ذات‌مقدّس‌سپهر كوكب‌ما بتاختند بسى اسب دل ولى نرسيد * سوار هيچ روانى بگرد مركب ما هنوز روزوشب كائنات هيچ نبود * كه روز ما رخ او بود و زلف او شب ما كسى كه جان و جهان داد وعشق او بخريد * وقوف يافت ز سود و زيان مكسب ما ز آه و يا رب ما آنكسى خبر دارد * كه سوختست‌چو ما او ز آه و يا رب ما تو دين و مذهب ماگير در اصول و فروع * كه‌دين‌ومذهب حق‌ّاست‌دين‌ومذهب ما نخست‌لوح دل ازنقش‌كائنات بشوى * چو مغربيت اگر هست عزم مكتب ما [ 1 ]
هامش
[ 1 ] - ديوان شمس مغربى ، ص 8 و 9