و امّا نسبت به مرحوم والد رضوان الله عليه اينجانب در تمام مدّت عمر خود احدى را نديدم كه اينقدر به حضرت سيّدالشّهدا عليهالسّلام مانند ايشان عشق بورزد و از هر فرصتى براى اقامهء مجالس عزاء و ذكر استفاده كند . ايشان نه تنها ما را ملزم به اقامهء مجالس عزاء و ذكر اهل بيت ( چه در مشهد و يا در ساير امكنه ) مىنمودند ، بلكه مجبور مىكردند كه ذكر مصيبت را با صداى بلند بخوانيم ، و اگر كسى تخطّى مىكرد مؤاخذه مىنمودند . در تمام مدّت دو ماه محرّم و صفر در منازل دوستان و رفقاى خود صبحها مجالس روضه و مصائب اهل بيت دائر بود و خود در آن شركت مىنمودند . در روزهاى عاشوراء ما را ملزم مىكردند كه در منبر به نوحهخوانى و سينهزنى بپردازيم و خود درحاليكه عمامه از سر برداشته بودند بلند مىشدند و همراه با مردم به سينهزنى مىپرداختند . در شبهاى جمعه در مشهد مجلس روضهء مختصرى با حضور حدود بيست نفر در منزلشان منعقد بود ، و فقط ذاكر به ذكر مصيبت مىپرداخت و صحبت ديگرى در ميان نبود و سپس اطعام مىدادند . حال آيا بىانصافى نيست كه ما بيائيم و بگوئيم : ايرادى كه بر عرفاء وارد است اينست كه كمتر توسّلى به ذوات مقدّسه ائمّه معصومين عليهم السّلام مىكنند و بيشتر به ذكر سخنان توحيدى مىپردازند ؟ ! اگر اينها توسّل نيست پس توسّل در چيست ؟
بلى اينان توسّل را براى قضاء حوائج دنيوى نمىكنند و همچون عوام بواسطهء غلبه احساسات اشك از ديده نمىافشانند ، و امام عليهالسّلام را براى مسائل دنيوى نمىخواهند ، و توسّل را فقط در برقرارى مجالس تكرارى و تبدّل آن به يك عادت روزمرّه نمىدانند ، و صرف گريه بر سيّدالشّهداء را موجب قرب به حقّ و تجرّد نفس و اكتساب فضايل معنوى نمىشمارند .
اساس مجالس عزادارى اهل توحيد رسيدن به غايت سير معصومين است
بلكه اين طائفه با اقامه مجالس عزاء و سوگوارى زمينه ابراز و اظهار و تبيين مكتب و ممشا و سير و هدف آن بزرگواران را فراهم مىآورند . در اين
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 193
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٩٣