علّت اينكه عاشوراء عاشوراء شد و از ساير حوادث ممتاز شد اينست كه وقايع در اين روز به نحوى اتّفاق افتاد كه تمام صفات و اسماء الهيّه در اين روز از وجود آن حضرت بمنصّهء ظهور درآمد . مسأله فقط مسأله شهادت نبود . كيفيّت قضايا و حوادث و بيان مطالب و نحوهء عمل آن حضرت و رعايت ظرائف و لطائف عالم تربيت و تزكيه و تذكيه تماماً از وجود آن حضرت متجلّى شدهبود . و به عبارت ديگر : اگر اين قضيّه بدون حضور آن حضرت انجام مىگرفت و سررشته تدبير و اداره آن را فرد ديگرى همچون حضرت أبىالفضل العبّاس و يا حضرت علىّ اكبر عليهما السّلام به دست مىگرفت ، ديگر عاشوراء نبود بلكه هويّت ديگرى مىيافت و خصوصيّات متفاوتى با اين مسأله پيدا مىكرد ، گرچه نفس حوادث و ابتلائات فرقى نمىكرد . يعنى اگر همان زدن و كشتن و تشنگى و كوبيدن و قطعهقطعه كردن و انواع بلايا وارد كردن را ما در آن مشاهده نمائيم ، باز مسأله فرق داشت . در اينجاست كه ما متوجّه مىشويم سرّ مسأله در اين است كه زمام حوادث در روز عاشوراء بايد فقط به دست امام معصوم عليهالسّلام باشد تا عاشوراء عاشوراء شود و بر صفحهء تاريخ تا ابد چون خورشيد بتابد و ديگران را بدنبال خود بكشاند و از اقيانوس بىكران فيض خود همه را سر مست و سيراب نمايد .
و به همين جهت است كه هيچ واقعهاى نظير عاشوراء نخواهد شد و اين اسم را بر غير آن واقعه گذاردن خطاى محض است . چنانچه به فردى غير از امام حسين عليهالسّلام حسين گفتن باطل و خرافه است . امام معصوم را نبايد به غير او تسرّى داد ، و گفتن علىّ زمان و يا حسين زمان صددرصد غلط و موجب عقبات و تبعات است . عارف روح و سرّش با امام حسين عليهالسّلام وحدت دارد ، گريه او بر امام حسين عليهالسّلام گريه عشق است نه گريهء ماتم . او معشوق خود را در بالاترين و عاليترين مرتبه جمال و بهاء و نور و عشق مىبيند و خواهى نخواهى سرشك از
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 191
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٩١