سرّ و ضمير عارف با امام عليه السّلام معيّت داشته و افتراق از آن محال است
در ديدگاه عارف توسّل به امام عليهالسّلام عين توسّل به خود حضرت حقّ است ، و در اين توسّل خدا را مىبيند و اثر خدا را مشاهده مىكند و ولايت خدا را ادراك مىكند و اثر را از او مىبيند و امام را واسطه مىداند ، واسطهاى كه از خود هيچ ندارد و در قبال ولايت حقّ صفر است و همه حقّ است و بس .
امّا ساير افراد اينچنين نيستند . براى امام عليهالسّلام در وجود خود حسابى جدا باز كردهاند و راه خود را بسوى خدا بسته و به امام عليهالسّلام گشودهاند و خدا را در مرتبهاى بدور از ادراك و دسترسى بشر انداخته و خود را به ريسمان و حبل عنايت امام عليهالسّلام آويزان نمودهاند و تصوّر نمودهاند كه از اين طريق راهى به درون ولايت باز مىكنند و خود را مشمول لطف و كرامت صاحب ولايت قرار مىدهند . غافل از اينكه آن امامى كه با اين ديدگاه به او توسّل شود امام نيست ، بلكه مخلوق تخيّلات خود آنهاست . و آن ولايتى كه به نظر استقلالى و موضوعى بر آن نظر شود ولايت نيست ، بلكه توهمّات و اوهام است و ساخته و پرداخته ذهن است ، نه منطبق بر حقّ و واقع . و بقول عارف بزرگ :
رمد دارد دو چشم اهل ظاهر * كه از ظاهر نبيند جز مظاهر [ 1 ]
عارف حقيقت امام عليهالسّلام را در همهء مظاهر و صور و حركات و سكنات و همهء عالم وجود مشاهده مىكند ، و ديگران فقط در صورت خاصّ و وجهه خاص و مكان خاصّ و هويّت خاصّ مىبينند .
مرحوم حضرت حدّاد رضوان الله عليه مىفرمود : كور باد آن چشمى كه صبح از خواب باز شود و به هر كه نظر مىكند آن حضرت را نبيند . امام زمان عليهالسّلام در همه جاست و توأم با هر شيئى از اشياء عالم است و وجود همه اشياء بوجود قيّومى قائم به اوست . آنوقت چگونه ممكن است لحظهاى از
هامش
[ 1 ] - گلشن راز