معروف و از ديگران متمايز شديم . »
در تمامى اين فقرات شاخصههاى حقيقت ولايت مطلقه كه از نفوس قدسى حضرات معصومين عليهم السّلام تجلىّ و ظهور مىنمايد بيان شده است . و بطور وضوح وحدت عينى و مصداقى ولايت مطلقه حضرت حقّ با ولايت اين ذوات مقدّسه تبيين گرديده است . و از آنجا كه ولايت حقّ مثل و مشابه برنمىدارد و در حيطهء تصرّف خود غيرى را نمىپذيرد ، بنابراين ولايت معصومين عليهم السّلام عين ولايت پروردگار به عينيّت حقيقيّه و واقعيّه خواهد بود .
هر فعل و تصرّفى در عالم وجود ظهور نمايد عين ولايت مطلقه حضرت حق است
بدين لحاظ ديدگاه يك عارف نسبت به امام عليهالسّلام ديدگاه آلى و مرآتى است نه استقلالى ؛ و آنچه در آينه نمايان مىشود از آنِ حضرت حقّ است نه مربوط به امام عليهالسّلام . زيرا امام عليهالسّلام از خود چيزى ندارد و به اندازه سر سوزنى نمىتواند سهمى از اين ولايت را براى خود بردارد ؛ حال اين ولايت در هر آينه و مظهرى كه جلوه نمايد ( چه امام عليهالسّلام و يا غير امام ) از آنِ خداى متعال است ، نه مربوط به آن مظهر .
فيض روحالقدس ار باز مدد فرمايد * فرمايد دگران هم بكنند آنچه مسيحا مىكرد [ 1 ]
و از آنجا كه حقيقت ولايت يعنى احاطه وجودى به مظاهر عالم وجود حقيقتى است كلّيّه كه جنبهء سعهء وجودى دارد ، و بمقتضاى حقيقت اطلاقىِ حضرت حقّ او نيز به اين صفت متّصف و به اين خصوصيّت متخصّص مىگردد ، تنزّل آن در عالم وجود و سريان او در عوالم امكان مقول به تشكيك و داراى مراتب متفاوت خواهد شد . بدين بيان كه آنچه از فعل و تصرّفات در هر مرتبهاى از مراتب وجود چه مجرّد و چه مادّى و در هر تعيّنى از تعيّنات ظهور نمايد ، ولو به مقدار حركت بال پشه و كمتر از آن ، همه و همه عين ولايت مطلقه حضرت حقّ
هامش
[ 1 ] - ديوان خواجه حافظ ، طبع پژمان بختيارى ، غزل 111 ، ص 52